تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٨ - شرح آيات
اعتال كشيدن به سختى و آزار است، و هر چند مقصود ظاهرى آيه ابو جهل است، بدان سبب/ ٥٠ كه به صيغه مفرد آمده، ولى هر مجرم را شامل مىشود، و صيغه مفرد نماينده خوارى و خذلانى است كه اهل آتش از همگنان و بزرگان خود در دنيا مىبينند كه ياور و يارى در آن ندارند.
[٤٨- ٤٩] و پس از آوردن هر يك از آنان به ميان جهنم، خداوند به فرشتگان عذاب فرمان مىدهد كه به صورت مادّى به اهانت و خوار كردن آنان بپردازند، و عذاب بر سر ايشان ريخته مىشود كه گراميترين موضع در نزد انسان است، و از لحاظ معنوى با گفتن كلمات موهنى كه همچون زخم شمشير در جان كارگر مىشود، به آزار آنان مىپردازند، و اين جزاى استكبارى است كه آنان در دنيا نسبت به حق و مؤمنان به حق روا مىداشتند.
ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذابِ الْحَمِيمِ سپس بر سر او از عذاب جهنم فرو ريزيد.
چون كلمه «من» دلالت بر تبعيض دارد، آيه دليل بر آن است كه عذاب يكباره فرو ريخته نمىشود، بلكه بارها و بدون انقطاع اين عمل صورت مىگيرد و تا آزارى كه از آن مىرسد افزونتر شود، و آيا كار تنها به همين پايان مىپذيرد؟
هرگز ... بلكه با سخن نيز شخص دوزخى در معرض توهين قرار مىگيرد و به او گفته مىشود
ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ بچش كه تو همان مهتر گرامى (در دنيا) هستى! در جوامع الجامع روايت شده است كه ابو جهل به رسول اللَّه (ص) گفت كه: ميان دو كوه آن كسى عزيزتر و گراميتر از من نيست. [٢٤].
و در تفسير على بن ابراهيم آمده است كه گفت: اين پاسخى به ابو جهل است، چه ابو جهل پيوسته مىگفت كه (أنا العزيز الكريم) و با همان كلمات در
[٢٤] - نور الثقلين، ج ٤، ص ٦٣٠.