تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٤ - زمينه كلى سوره
مىرسد- متمركز بر روى حجاب آن شگفتى است كه در نزد كفّار جريان دارد كه چون به ياد بعث و نشور مىافتند مىگويند: اين چيزى عجيب است؟؟ چگونه ممكن است كه ما، پس از آن كه مرديم و خاك شديم، بار ديگر به زندگى باز گرديم؟! اين بازگشتى دور از تصوّر است، بينشهايى از قرآن در نزديك كردن اين حقيقت پياپى از نظر مىگذرد
اولا: خدا مىداند كه زمين چه اندازه از جسدهاى آنان را ذره ذره و ياخته ياخته خورده است، در نزد او كتابى نگاهدار همه چيز وجود دارد و هيچ چيز نيست كه محفوظ نباشد.
ثانيا: در آن سوى تكذيب ايشان نسبت به حق حالتى نفسى وجود دارد (ترس از تحمّل مسئوليت، چسبيدن به/ ٤٥٠ سرزمين شهوتها) و همين امر آنان را مردود نگاه مىدارد.
ثالثا: اين آسمان با استحكام بناى آن آيا دليل بر قدرت پروردگار نيست، و آيا براى آن كفايت نمىكند كه افق علمى ما را گسترش دهد تا به قدرت پروردگار براى بازگرداندن ما به زندگى اعتراف كنيم؟
رابعا: زمين، چرا نمىبينيم كه چگونه آن را گسترده و با لنگرهايى آن را نگاه داشته و از هر جفت بهجتانگيز در آن آفريده است؟
آرى. اينها دليلهاى كافى است، ولى براى چه كس؟ براى هر بندهاى كه به خدا بازگردد، و از لحاظ روانى آمادگى رو به رو شدن با اين گونه بصيرتها و نشانهها و آيات را داشته باشد، و مثل آن همچون بارانى است كه خدا با آن باغهايى از درختان و كشتزارهايى از دانههاى روينده پديد مىآورد. آيا خرما بنان بلند قامت را با شكوفههاى منظم آنها ديدهاى؟ همه اينها به خواست خدا روزى بندگان است، و سياق با كلمهاى كوبنده چشمه معرفت را در دلهاى پاك منفجر مىكند و مىگويد وَ أَحْيَيْنا بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً كَذلِكَ الْخُرُوجُ ... كه پردههاى شگفتى و استعباد را مىسوزاند، آيا ديدهاى كه چگونه يك هسته زندگى درخت بلندى را در خود پنهان مىدارد تا آن كه خدا آب بر آن فرو ريزد و وسايل نمو آن فراهم آيد و به شكل آن