تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥ - شرح آيات
قشرى محض است، ولى كسانى كه با بصيرت ايمان نظر كنند، به حق خلاصه شده در آن مىرسند.
[٤٠- ٤٢] و چون خدا آدمى را با بخشيدن عقل به او از ديگر آفريدگان متمايز ساخته است، و نيز با آزادى به او كرامت بخشيده است، پس او در برابر خدا براى عمل كردن بر وفق هدفى كه براى آن آفريده شده، مسئوليت دارد، و اگر اين مسئوليت را تحمل كند جايگاهش در بهشت است، و اگر از آن شانه تهى كند در آتش دوزخ معذب مىشود.
و با آن كه خداوند متعال سنت جزا را در زندگى دنيا به جريان انداخته در آخرت تجلّى آن بيشتر است، بدان سبب كه ترازوها نصب شده و موجب جدا شدن صالحان و اشرار از يكديگر مىشود.
إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ مِيقاتُهُمْ أَجْمَعِينَ روز جدا شدن ميقات همه ايشان است.
و اين روز ضرورتى حتمى است كه عدالت خدا مقتضى آن است، و از آن جهت خدا آن را «يوم الفصل» خوانده است كه در آن حق دور از عذر و بهانهها يا تأخيرها حكم مىكند، پس در زندگى هر انسان روزى قاطع است و عنوان جدا كننده دارد كه در آن سرنوشت ابدى استقرار پيدا مىكند.
چون پروردگار ما براى برگزيدن حق به انسان اختيار كامل بخشيده و هيچ قدرتى جز او نمىتواند/ ٤٨ او را بر آن وادارد كه در جهتى عكس آنچه اراده كرده است حركت كند، آشكارترين معنى «فصل» آن مىشود كه آدمى لازم است مسئوليت را شخصا تحمل كند تا در آن روز جدا شده از ديگر مردمان باشد.
يَوْمَ لا يُغْنِي مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ روزى كه يك دوست را نمىتواند چيزى از دوستش بى نياز گرداند، و به هيچ كس يارى و نصرتى نمىرسد.
آرى، گاه فشارى از پيرامون انسان در جهتى معين به او وارد مىشود، ولى ايستار قاطع تنها در گرو اراده و خواست او است، و براى آن كه از متأثر شدن به