تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١ - شرح آيات
بدين گونه مفسران در تفسير كلمه رجم اين دو معنى را در نظر داشته و گفتهاند كه: رجم با سنگ، و رجم با دشنام و توهين، و در واقع رجم نخستين نتيجهاى از رجم دوم است.
[٢١] سپس او عليه السلام براى ايشان خطاى منطق زور و قوه را در مواجهه با منطق حق آشكار ساخت، و اين كه منطق عينى پذيرفتن رسالت و ايمان آوردن به آن است، يا كناره گيرى صاحب رسالت و واگذاردن/ ٣٣ مردم به حال خود تا گذشت زمان درباره صدق و كذب او حكم خود را صادر كند.
وَ إِنْ لَمْ تُؤْمِنُوا لِي فَاعْتَزِلُونِ و اگر به من ايمان نمىآوريد، از من دورى گزينيد.
[٢٢] ولى آنان جز منطق جريمه و گناه را نپذيرفتند.
فَدَعا رَبَّهُ أَنَّ هؤُلاءِ قَوْمٌ مُجْرِمُونَ پس پروردگار خويش را خواند و گفت كه آنان قومى گناهكارند.
گناه براى ايشان يك امر عرضى نيست كه به سبب غفلت يا فراموشى مرتكب آن شوند، بلكه اساس زندگى ايشان بر روى آن قرار گرفته است، و در گناهكارى ثابت و استوارند.
اين آيهها و بسيارى از آيههاى ديگر قرآن از رنجى كه پيامبران از قوم خويش مىديدند براى ما سخن گفته است، و درباره سه مرحله كه هر رسالت از آن مىگذشت تأكيد كردهاند: مرحله نخستين بعثت پيامبر است و آميخته شدن او با مردم و كوشش براى هدايت ايشان، مرحله دوم تكذيب مردم نسبت به او و كنارهگيرى او از مردم، اما مرحله سوم رسيدن عذاب بر ايشان مستقيما از جانب خدا، يا به دست مؤمنان به رهبرى رسول يا كسى كه نماينده او در مجتمع است، و كنارهگيرى از مجتمع كافر لازم است تا عذابى كه به كافران خواهد رسيد به مؤمنان آسيبى نرساند، يا فرصتى براى مؤمنان فراهم آيد تا در آن كناره گيرى وسيله مبارزه با كافران را فراهم آورند.
[٢٣] و پروردگار ما به موسى (ع) و كسانى كه با او بودند فرمان داد تا از