تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤٥ - شرح آيات
محرمات آن افزايش پيدا مىكند.
ممكن است كسى بپرسد كه: چرا رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرمان يافت كه استغفار كند؟ مگر او پاك و معصوم از هر گناه نبود؟ چرا بود. ولى
اولا: براى آن كه پيشوا و نمونهاى براى امت خويش در استغفار باشد.
ثانيا: براى آن كه حضور در مقام رب خواهان استغفار است، چه آن معراج به سوى كمالى بيشتر است، و در نتيجه ريسمانى ممتد ميان پروردگار و بنده او به شمار مىرود، حتى اگر شخص هيچ يك از گناهان شناخته را مرتكب نشده باشد، و شايد تعبير به مفرد ذنب به جاى ذنوب اشاره به آن باشد كه مراد از گناه در اين جا فقط قصور و تقصيرى است كه هيچ بندهاى از آن خالى نيست.
/ ٢٤٨ ثالثا: قرآن به لغت إياك اعني و اسمعي يا جارة (مقصودم تويى و تو اى همسايه آن را گوش بده) نازل شده، پس رسول مخاطب است، و مقصود از اين خطاب افراد امت.
و بار ديگر مىپرسيم كه مقصود از استغفار براى مؤمنين و مؤمنات در اين سياق چيست؟
و جواب چنين است
اولا: در آنچه به رسول مربوط مىشود يعنى شفاعت، بدان سبب كه حقيقت شفاعت آمرزشخواهى از خدا براى گناهكاران است.
ثانيا: استغفار چيزى است كه بيان كننده رابطه پاكيزه با ساير مؤمنان است، و بنا بر اين دشمنانه براى آنان طلب رحمت نمىشود، و نيز تابعانه نيست كه مؤمن بى جهتى معتقد به آن باشد كه خود و برادران دينى وى معصوم از خطا و گناهند، چه آنان نيز بشرند و بشر گاه خطا مىكند و گاه بر راه صواب مىرود، و اگر مؤمنى در حبّ برادران دينى خويش و بزرگداشت ايشان چندان پيش رود كه به درجه اعتقاد به قداست براى آنان شود، عقل او در ارزشيابى و اصلاح آنان معطل مىماند.
آرى، آنان را گناهانى هست ولى ما را بر آن نمىدارد كه با ايشان قطع