تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩١ - شرح آيات
دهد، بلكه او همچون مردهاى است كه شايستگى طرف خطاب قرار گرفتن را ندارد.
ثانيا: خطاب كردن براى آن است كه مخاطب حذر كند و در جايى قرار نگيرد كه پرستنده هوا در آن قرار گرفته است، و پرستش پروردگار خويش را از پرستنده هواى نفس بياموزد، چنان كه حكيمى كه از او پرسيدند: ادب را از كجا آموختى؟ گفت: از بىادب، كه چون كارى كند كه مرا از آن خوش نيايد، به عملى همچون عمل او بر نمىخيزم. و بدين گونه عبرت گرفتن از ملاحظه عاقبت كسى كه هوا پرستى مىكند ما را بسنده است تا نگذاريم شهوات سركش ما را به چنان سرنوشتى مبتلا سازد، بلكه هواى نفس را سختترين دشمنان خود بدانيم، و ايستادگى در برابر آن را شجاعتى كامل بشناسيم ... ولى بيشتر مردم به اندازهاى معين از هواهاى خود پيروى مىكنند، ولى ديدن كسى كه پيروى از هواى او به حد پرستش آن رسيده، عبرتى براى ايشان است تا خود را يكسره به هوا تسليم نكنند.
وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ و خدا او را با دانايى گمراه كرد.
خدا بعد از آن ايشان را گمراه كرد كه به آنان علم داده بود، پس به سبب بغى و ستمگرى ميان ايشان اختلاف افتاد، و به قولى مقصود از «على علم» آن است كه خدا از آن علم داشت كه آن شخص به سبب انكار بعد از يقين، و كفران ورزيدن به نعمت هدايت، مستحق گمراهى است، و هر دو تفسير به معناى واحدى است.
/ ٩٧ وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ و بر گوش و قلب او مهر نهاد.
پس نه حقايق را مىشنوند و نه آن را مىفهمند، بدان سبب كه خدا آنها را از ايشان دور كرده است، و آيا روا است كه پروردگار ما دين خود را به كسى بدهد كه از پيش به آن كافر شده است؟
وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً و بر ديدگانش پرده افكند.
بنا بر اين هنگامى كه آيات را مىبيند، عبرتى را كه در آنها وجود دارد نمىبيند، و ظاهر آيات، در صورتى كه شخص از معانى آنها به هدايت نرسد، يا تنها