تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٦٢ - شرح آيات
تعجب انگيز مىنمود، در صورتى كه رسيدن به مجد از طريق عبور كردن از ميان شهوات مسير نمىشود، بلكه خواستار مخالفت با آنها و چشم پوشيدن از آنها است.
/ ٤٥٩ [٣] اين كه قرآن مردمان را به روز قيامت بيم مىدهد، مايه تعجب كافران شد ... گفتند كه خدا چگونه اندامهاى آدمى را پس از مرگ و تبديل شدن آنها به ذراتى در خاك گرد هم جمع مىكند؟ و عجيبتر از اين آن كه چگونه آنها را به صورت انسانى كامل در مىآورد؟
أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً ذلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ آيا پس از آن كه مرديم و خاك شديم (چنين مىشود) كه اين بازگشتى دور (از تصور) است.
آنان به اين امر ايمان ندارند كه خداى توانايى تدبير امور آفريدگان را در دست قدرت خود دارد، پس قرآن به معارضه با آنان برخاست، و نيز به مسئوليت آدمى در زندگى باور ندارند، پس با خلاف اين اعتقاد رو به رو شدند، و آن را به سبب آنكه نمىفهميدند رد كردند، و اين چيزى جز روش نادانان نيست كه با آنچه نمىدانند دشمنى مىورزند، و تنها چيزهايى را مىپذيرند كه با آنها سابقه و انس دارند، در صورتى كه دانايان و عاقلان به جستجوى حقايق بر مىخيزند و مىگويند
ما به همه چيز احاطه علمى نداريم، پس بهتر است به بحث و جستجو بپردازيم، چه بسا كه آن واقعيتى باشد كه ما تا كنون آن را نشناخته بودهايم، آيا اين نيز همچون حقايق ديگرى نيست كه ما در زمانى آنها را نمىشناختيم و سپس شناختيم و با آنها انس گرفتيم، پس چرا بايد مستقيما منكر آنها شويم، آيا اين از نادانى و گمراهى نيست؟
[٤] ولى قرآن اين تعجب را درمان مىكند و به بيان آن مىپردازد كه خدا چگونه پارههاى آدمى را جمع مىكند و بار ديگر او را از مرگ به حيات باز مىگرداند. ممكن است در خاك تجزيه و تحليل شيميايى پيدا كرده باشد و عناصر آن به شكل ذراتى در اين جا و آن جا پراكنده شده باشد، ولى در نزد خداى عزّ و جلّ همه چيز معلوم است و در كتاب و نامهاى ثبت و ضبط شده است و خدا هيچ چيز را گم و فراموش نمىكند.