تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢٦ - شرح آيات
كه بايد مؤمنان نسبت به مقام رهبرى مطيع و فرمانبردار باشند
وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ و هر كس كه از خدا و رسولش اطاعت كند، خدا او را به باغهايى داخل مىكند كه نهرها در زير (درختان) آنها روان است.
در آن هنگام كه خدا فرمانبران از خود و رسولش را به اين پاداش وعده مىدهد، و در علاج خود از مثل اين قضيه به موضوع آخرت اشاره مىكند، بدان سبب است كه آن عامل اساسى كه انسان را به گريختن از ميدان جنگ وا مىدارد، يا به تمرّد كردن نسبت به فرمانهاى رهبرى مكتبى به شكل عام، دلبستگى و تشبّث به مال و متاع زايل شونده دنيا است، و همين تذكر به آخرت در ضمير انسان و در عقل او، تعادلى ميان نتايج منفى شكست و دستاوردهاى ثبات و فرمانبردارى مثبت بزرگ پديد مىآورد، و در پايان آيه فرار طاعت و ثبات را به فرار شكست با برانگيخته شدن عامل ترس از عذاب خدا در نزد انسان ارتباط مىدهد.
وَ مَنْ يَتَوَلَّ يُعَذِّبْهُ عَذاباً أَلِيماً و هر كس پشت كند، او را با عذابى دردناك معذّب مىدارد،/ ٣٢٧ و تولّى فرار از حركت و جنبش و جهاد در راه خدا است، كه مستوجب عذابى دردناك خواهد بود.
[١٨- ١٩] لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ خدا از مؤمنان در آن هنگام خرسند شد كه با تو در زير درخت بيعت مىكردند.
اما هدف عهد بستن با خدا آن است كه سبب رسيدن به خرسندى و پاداش او مىشود، پس وسايل خرسندى خدا از مؤمنان در آن هنگام كه با رسول اللَّه درباره جنگ حتى با مردن در ميان دستهاى او بيعت كردند، گسترش پيدا كرد، و اين پيش از آن بود كه قرارداد صلح بسته شود، پس چون مشركان از عزم مؤمنان بر جنگ و استقامت آگاه شدند، به پذيرفتن صلح رضايت دادند.
خداوند سبحانه و تعالى بيعت مؤمنان را پذيرفت، و همه گناهانشان را