تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣٨ - شرح آيات
پيش از غروب آفتاب چنين نگفت: «سوگند به آن كه جان محمّد به دست او است كه مثل آنچه از دنيا گذشته نسبت به آنچه/ ٢٤٢ از آن باقى مانده، مثل مقدار گذشته امروز شما به بازمانده آن است، و از آن جز اندكى بر جاى نيست»، [٢٤] و اين خود دلالت بر آن دارد كه ما در بخش پايانى دنيا زندگى مىكنيم ... و از نشانههاى آن است بعثت خاتم فرستادگان كه پس از او تا روز قيامت فرستادهاى نخواهد آمد.
بعضى گفتهاند: شرايط و نشانههاى ساعت آنهاست كه در نصوص از انتشار فساد ياد شده، و در آن شك نيست كه اين نيز از علامات قيام ساعت است كه عليه بدترين خلق خدا قيام مىكند.
چيزى كه هست نشانههاى ساعت- چنان كه به نظر مىرسد- همه شواهدى را شامل مىشود كه راهنماى ما به قيام آن است، و شواهد بر حسب اشخاص و امتها و دورانها با يكديگر متفاوت است. پس در اين شك نيست كه آنچه از عذاب ويرانى و هلاك براى امتهاى گذشته اتفاق افتاده از نشانههاى ساعت است و ما را به وقوع آن هدايت مىكند، و حتى مرگ عزيزان و كوچ ابدى ايشان از دنيا ممكن است بيمدادنى براى ما باشد تا به توبه بپردازيم.
آرى، علاماتى براى ساعت در نصوص آمده و حاكى از آن است كه بايد چشم به راه قيام ساعت باشيم، در آن هنگام كه فساد جهانگير مىشود و صلاح از ميان مىرود، چنان كه در حديث مأثور از عبد اللَّه بن عباس آمده است كه گفت: با رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله به حجّة الوداع رفتيم، و او حلقه در كعبه را گرفت و سپس رو به ما كرد و گفت: آيا مىخواهيد تا از نشانههاى ساعت شما را خبردار كنم؟ و نزديكترين كسان در آن روز به وى سلمان رحمه اللَّه بود كه گفت: آرى، يا رسول اللَّه! پس او گفت: از اشراط ساعت ضايع شدن نمازها و پيروى از شهوتها است، و ميل كردن به هوا و هوسها، و بزرگ داشتن صاحبان مال، و فروختن دين به دنيا، پس در آن هنگام قلب مؤمن در داخل بدن او چنان گداخته مىشود كه
[٢٤] - تفسير نمونه، ج ٢١، ص ٤٥١ به نقل از روح المعانى.