تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٨ - شرح آيات
آنان را متلاشى مىسازد، و مقاومت ايشان را در برابر رسالت الاهى بى اثر مىكند؟
آيا در آن فكر كردهاى كه اگر كسى رو به مشرق حركت كند و هدفش رسيدن به شهرى در مغرب باشد، آيا ممكن است روزى به هدف خودش برسد؟ و آن كس كه در جهت معكوس حركت تاريخ حركت كند، و مخالف با سنتهاى خدا در زندگى باشد نيز چنين وضعى دارد؛ مگر خدا آسمانها و زمين را به حق نيافريده است، پس چگونه ممكن است كسى كه در جستجوى باطل تلاش مىكند به هدف خود برسد؟
افراطيهاى مسيحى پيش از هزار سال در اين امر كوشش و تلاش كردند كه مسائل جنسى امرى نامطلوب است ولى آيا توانستند به اين مقصود خود برسند؟ و پيروان ماديّت در آن كوشيدند كه جنبه روحى را از آدمى دور كنند، آيا توفيق پيدا كردند؟ چرا آنان و اينان شكست خوردند؟ براى آن كه در جهتى معكوس جهت سنتهاى خدا به راه افتادند، چه خدا جنس را در بشر به وديعه نهاده، به همان گونه كه او را بر فطرت ايمان آفريده است، پس او نمىتواند به صورت كلى از ماده خود را جدا كند و همچنين از معنويات، و لذا تلاشها بىحاصل مانده است، از آن نظر/ ٢٠٥ كه هدفى باطل داشته است، و به همين گونه كه جاهليان در طول زمان در برابر بعثت رسولان مقاومت كردهاند و خدا عمل ايشان را بى حاصل گذاشته است، از آن نظر كه در چارچوب صحيحى قرار نگرفته بوده است.
الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ كسانى كه كافر شدند و از رفتن به راه خدا باز ايستادند، (خدا) اعمالشان را باطل كرد.
پس به سبب آن كه كافر شدند، خدا اعمال ايشان را كه صلاح ظاهرى داشت باطل و بى حاصل كرد، و حتى اگر به حاجيان مكه آب مىدادند و خانه خدا را تعمير و آباد مىكردند، سودى بر ايشان نداشت، بدان سبب كه همچون بنايى بود كه از شالوده تزلزل يافته يا درختى كه از ريشه كنده شده باشد.
پس آن كه به خدا كافر شود به ارزشهاى رسالتها كافر شده است، يعنى
به آزادى و استقلال و عدالت و مساوات و عمل كردن بر روش علمى و ... و ... و