تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩ - شرح آيات
پس چنان است كه گويى آتشى افروخته شده ولى روشنى ندارد، و از آن روى چنين است كه در آتش روز قيامت نور وجود ندارد، و خصوصا در جهنم چنين است، و تاريكيها بر تاريكيهاى ديگر سوار شده است، و در مجمع البيان آمده است كه: رسول اللَّه (ص) پس از آن كه مورد تكذيب قوم خود قرار گرفت، در حق آنان چنين از خدا خواست كه: خدايا! آنان را گرفتار سالهايى چون سالهاى يوسف كن، پس زمين خشك ماند و قريش به قحطى و گرسنگى مبتلا شدند، و مردم از گرسنگى چنان تصور مىكردند كه ميان آنان و آسمان را چيزى همچون دود فرا گرفته است، و به خوردن مردار و استخوان پرداختند. [٥] و خدا به فرستاده خود وعده داد كه شك كنندگان درباره جزا را به عذابى گرفتار خواهد كرد.
[١١] و چون اين عذاب بيايد، از هر طرف مردمان را احاطه خواهد كرد
يَغْشَى النَّاسَ هذا عَذابٌ أَلِيمٌ مردمان را عذابى دردناك فرا مىگيرد و آنان را مىپوشاند.» اين كيفر كارها و اعتقادات منحرفى است كه در دنيا از خود نشان دادند،/ ٢١ و آن گاه با تضرع و زارى از خدا استغاثه مىكنند كه اين عذاب را از ايشان دور كند، ولى هيچ حاصلى براى ايشان از اين تضرّع به دست نمىآيد.
[١٢] رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ اى پروردگار ما! اين عذاب را از ما دور كن كه ما ايمان مىآوريم.» اين از طبيعت بشر است كه آگاه و بيدار نمىشود مگر اين كه عذاب را مستقيما مشاهده كند، در صورتى كه خدا به او عقلى عنايت كرده است كه با آن بتواند آينده را در قلب خود احساس كند و از خطر پيش از فوت شدن فرصت جلو گيرد.
و خواه مقصود از اين كلمه هشدار دهنده عذابى باشد كه مجرمان را در دنيا فرا مىگيرد و خواه عذاب آخرت باشد، وضع شخص مبتلاى به شك در آخرت
[٥] - مجمع البيان، ج ٩، ص ٦٢.