تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٠ - شرح آيات
است، اولا: بدان سبب كه بنيان خوب جلوه دادن چيزهاى بد و متشبث شدن به بهانهها و فريب نعمتهاى خدا را خوردن و اعتقاد به اين كه خدا هيچ كس را عذاب نمىدهد، فرو مىريزد، هرگز چنين نيست ... مگر خدا قوم پيشين عاد را عذاب نداد، و ثمود را كه بر جاى نماند؟، و ثانيا: بدان سبب كه به ما صورتى آشكار از سختى عذاب خدا را ارائه مىدهد، پس اگر عذاب كوچكتر بادى باشد كه به فرمان پروردگارش همه چيز را از ميان مىبرد، پس عذاب آخرتش چگونه خواهد بود؟! بنا بر اين هر چه بيمدهندگان درباره عذاب بزرگ روز ديگر گفتهاند شكى در آن نيست، ثالثا: هنگامى كه عذاب خدا را كه به امتهاى پيشين رسيده مشاهده مىكنيم، قلبها نرم مىشود و آمادگى براى پذيرفتن پندها و موعظههاى ربّانى پيدا مىكند، در صورتى كه پيش از آن در غفلت خود سرگردان بودهاند، و با غرور و اشتغال به شهوتهاى زودگذر و آرزوها و رؤياها پردهاى در برابر عقل و بصيرت ايشان كشيده بوده است، و به همين جهت به غار تكذيب به آخرت پناه مىبردند و به جعل كردن شبهههايى درباره آن، تا از سنگينى مسئوليت خود بكاهند، و در چشيدن لذات سرعت به خرج دهند و تا حدّ ممكن به تسكين شهوات خود بپردازند.
بيشترين شبههها در نزد ايشان اين بود كه مىگفتند: چگونه خدا اين استخوانهاى پوسيده را كه باد آنها را جا به جا مىكند به زندگى باز مىگرداند؟! و چگونه مردگانى را كه نظام ساختمانى بدنشان تباهى پيدا كرده، و ياختههاى مغز در آنها مرده است زنده مىكند، در صورتى كه تا كنون هيچ يك از آنان به زندگى باز نگشته است؟! اين شبههاى ناچيز است، ولى نيروى خود را از عزم بشر براى گريز از ايمان به آخرت به سبب ترس از تحمل مسئوليتهاى سنگين آن مىگيرد، و اگر اين نباشد، در آن هنگام كه فجر حقيقت مىدمد، به همان گونه كه تاريكى شب از ميان مىرود آن نيز نابود خواهد شد، ولى اين بدان شرط است كه انسان با غشاء و پوشش شهوات از آن محجوب نماند؛ اكنون به قرآن مىپردازيم و به گفتهاى توجه مىكنيم كه براى از بين بردن اين شبهه در آن آمده و با پرسشى تارهاى/ ١٨٥ فطرت را به نوسان