تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٧ - زندگى از حكمت تا بهره بردارى
بيهودهاى مىشود و چيزهاى پاكيزه ما را از ما دور مىكند.
در آن هنگام كه آدمى از حكمت زندگى و مفردات آن آگاه شود، رفتار او درباره آنها تعديل پيدا مىكند، و چون هدف از خوراك را مىداند، از آنچه به بدنش سودى نمىرساند دورى مىگزيند، و با آگاهى از هدف لباسى كه مىپوشد، نه آن را وسيله فخر فروشى قرار مىدهد و نه در آن به اسراف و تبذير مىپردازد، و علم خويش را در خدمت ارزشهاى آن مىگذارد، و چون به كار هنرى مىپردازد به هدفهاى قوم و ملت خويش از راه هنر تحقق مىبخشد.
آيا به آن توجه كردهاى كه رسول اللَّه و امامان صالح جانشين او عليهم السلام چگونه زندگى مىكردهاند؟
/ ١٦٢ در حديث روايت شده است كه عمر ابن الخطاب گفت: از رسول اللَّه (ص) اجازه گرفتم و در اتاق ام ابراهيم بر او وارد شدم و او را دراز كشيده بر حصيرى ديدم كه مقدارى از بدن او بر روى خاك قرار داشت، و زير سر او كيسهاى پر از الياف خرما مشاهده مىشد، پس بر او سلام كردم و نشستم و گفتم
يا رسول اللَّه! تو فرستاده خدا و پيامبر خدا و برگزيده و بهترين آفريده اويى، و كسرى و قيصر بر تختهاى زرين و فرشهاى حرير و ديبا زندگى مىكنند؟! پس رسول اللَّه (ص) گفت: «آنان آن كسانند كه پاكيزههاشان به شتاب به ايشان رسيده است و نزديك پايان يافتن است، و طيّبات ما بر ايمان تأخير پيدا كرده است». [١٥] اما درباره امام امير المؤمنين، نوادهاش امام باقر (عليهما السلام) چنين گفته است
به خدا سوگند كه على همچون بردگان غذا مىخورد و همچون آنان مىنشست، و اگر دو پيراهن مىخريد، غلامش را بر آن مىداشت كه بهترين آن دو را براى خود برگزيند و خودش ديگرى را مىپوشيد و اگر آستين دراز بود و انگشتان را مىپوشاند، زيادى را مىبريد و اگر از پاشنه پا پايينتر مىرفت فزونى آن را قطع
[١٥] - نور الثقلين، ج ٥، ص ١٥.