تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤٣ - شرح آيات
در مىآيد اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى دادگر باشيد كه آن به تقوى نزديكتر است»، بدان سبب كه عدالت ارزشى است كه با احكام تفصيلى تحقق پيدا مىكند و با نظامى فراگير، و اما در آن هنگام كه سخن از احسان به ميان مىآيد، به صيغه وصيت و سفارش است، بدان جهت كه احسان با آنچه ميان عموم مردم متعارف است تعريف و محدود مىشود كه با اوضاع و احوال هر شخصى و روش او بستگى دارد.
وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ إِحْساناً و به انسان سفارش كرديم كه با پدر و مادر خود به احسان رفتار كند.» لا بد بايد انسان- هر انسان- نسبت به پدر و مادر خود اهتمام و توجهى داشته باشد كه به درجه احسان برسد، و آن بالاتر از انجام دادن حقوقى قانونى است كه در اين مورد بايد ادا كند.
فرمان دادن به احسان با فرمان دادن به اطاعت اختلاف فراوان دارد، چه احسان و بخشندگى از دست برتر بر مىخيزد، و انگيزه آن احساس قدرت و استقلال است، و صاحب آن خود تشخيص مىدهد كه چه وقت و چگونه و تا چه اندازه بايد به عملى كردن آن توجه كند، در صورتى كه طاعت و فرمانبردارى حالت تسليم و خضوع و نداشتن استقلال و بنا بر فرمان رسيده به شخص است، بدون اين كه صاحب آن حقى در معين كردن هر امرى از آن را داشته باشد.
اسلام به آن فرمان نداده است كه از والدين طاعت و اطاعت كنيد بلكه گفته است در حق آنان احسان روا داريد، چرا كه طاعت مخصوص خدا و رسول/ ١٥٠ و اولى الامر است، و والدين نمىتوانند حرامى را حلال يا حلالى را حرام كنند، بلكه به احسان كردن به آنان امر كرده است، و تجلّى احسان در قبول امرى از ايشان است كه مخالف شرع و عقل نبوده باشد، و از آن فايدهاى به ايشان برسد.
دليلى كه سياق براى وصيت كردن به احسان نسبت به والدين مىآورد، مؤمن و كافر هر دو را شامل مىشود، چه آن را وابسته به رنجهايى بزرگ مىسازد كه پدر و مادر براى پروردن فرزند خويش متحمل شده بودهاند.