تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٦ - رهنمودهايى از آيات
عذاب بينند، و گسسته شود ميان ايشان همه پيوندهايى كه بود* و ايشان كه پيروان و پسروان بودند گويند: كاش كه ما را بازگشتى بودى با جهان پيشين تا ما از ايشان بيزارى كرديمى چنان كه ايشان از ما بيزارى كردند امروز». [١١] [٧] و اما با رسالت چگونه معامله مىكردند؟
/ ١٣٢ جواب آن اين است كه: آنان براى طرد كردن افكار سالم قرآنى، تهمتهايى مىبافتند و به آن مىچسبانيدند.
وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ و هنگامى كه آيات بينات ما بر ايشان خوانده مىشد.
آيات الاهى واضح و آشكار و نزديك به آن بود كه به قبول كتاب خدا مجبورشان سازد، ولى آنان با نيرو از آن جلوگيرى مىكردند، و با اصرار هر چه تمامتر مانع رسيدن نور آن به نفوس و جانهاى خود مىشدند، و همچون كسانى بودند كه از باران نرم به آن سبب مىگريزند كه مبادا نمى از آن به ايشان برسد، يا از آفتاب بدان سبب خود را پنهان مىكردند كه مبادا پرتوهايى از آن ايشان را در ميان گيرد.
قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ هذا سِحْرٌ مُبِينٌ كسانى كه كافر بودند، چون حق بر ايشان وارد شد، گفتند كه اين جادويى آشكار است.
هنگامى كه حق با ايشان رو به رو شد، با كمال بيشرمى مىگفتند كه: آن جادويى آشكار است. چرا؟ براى اين كه بر ايشان مسلط شده بود و نمىگذاشت كه با دليل و برهان با آن رو به رو شوند.
آنان مىگفتند كه: آن جادو است، پس به ايشان گفته مىشد كه: دليل شما بر باطل بودن آن چيست؟ پس مىگفتند: ما دليلى نداريم، ولى قرآن جادو است! بدين گونه آدمى با حق دشمنى مىورزد، حتى خود را به نداشتن اراده و فهم متهم مىكند و مىگويد: من جادو زده شدهام، و اين همه براى آن بود كه خود را
[١١] - البقرة/ ١٦٦ و ١٦٧.