تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٢ - رهنمودهايى از آيات
ميان انسان و فهم حقايق كشيده شده است، پس چنان مىپندارد كه چيزى مىتواند او را از چنگال مرگ يا حساب پس از آن نجات دهد.
و امام على (ع) گفت: «ايمانى همراه با يقين شبيهتر از يقين به شك در انسان نديدهام كه هر روز با گورستان وداع مىكند و به تشييع مردگان بر مىخيزد، و باز به غرور و فريب دنيا باز مىگردد، و از شهوت و گناه دست بر نمىدارد». [٣] و امام صادق (ع) گفت: «خداى عزّ و جلّ يقينى كه شكى در آن نباشد نيافريده است كه شبيهتر از شك بدون يقين درباره مرگ باشد». [٤] همه مردمان مىميرند، و اين حقيقتى است كه هيچ شكى در آن نيست، ولى بيشترين ايشان در نهانخانه جانشان چنان تصور مىكنند كه جاودانه در دنيا خواهند ماند، و شايد سبب آن هولناكى تصور مرگ و پس از آن حساب دقيق و رسيدن به جزاى كامل باشد، و از همين روست كه به هر حجت و بهانهاى متشبّث مىشوند تا خود را متقاعد سازند كه نخواهند مرد و حسابى پس نخواهند داد، و در اين جا است كه نطفه شرك و توسل جستن به جز/ ١٢٩ خدا براى رستن از سرنوشت محتوم بسته مىشود؛ چنان خيال مىكنند كه مال آنان را از مرگ نجات مىدهد، و آنان را مىبينى كه بيليونها دلار ثروت گرد مىآورند، و حرص آن دارند كه پيش از اين به دست بياورند، در صورتى كه اين اموال براى آنان و تا ده پشت ايشان كفايت مىكند؛ مال را براى آن نمىخواهند كه با آن زندگى كنند، بلكه براى پوشاندن نقصى است كه در خود احساس مىكنند؛ در جستجوى جاودانگى به سر مىبرند، و از عاقبت تلخ بيمناكاند، و خداى تعالى در بيان اين حقيقت گفته است الَّذِي جَمَعَ مالًا وَ عَدَّدَهُ* يَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ آن كه مال گرد آورد و آن را شمرد* و چنان مىپنداشت كه مال او را جاويدان خواهد ساخت»، [٥] و
[٣] - بحار الانوار، ج ٦، ص ١٣٧.
[٤] - همان منبع، ص ١٢٧.
[٥] - الهمزة/ ٢ و ٣.