تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢١ - رهنمودهايى از آيات
خود از توبه سخن به ميان آورده باشى و او تو را از آن باز دارد، و خويشتن را تباه كرده باشى ... پسركم! فراوان به ياد مردن باش، و ياد آنچه با آن بر مىآيى، و آنچه پس از مردن روى به آن نمايى، تا چون بر تو در آيد ساز خويشتن را آراسته باشى و كمر خود را بسته، و ناگهان نيايد و تو را مغلوب نمايد ... باش تا پرده تاريكى بگشايد كه گويى- راه سفر بريده است- و كاروان به منزل رسيده، و آن كه بشتابد كاروان را دريابد، و بدان كه آن كس كه بارگيش روز و شب است، او را براند هر چند وى ايستاده ماند، و راه را بپيمايد هر چند كه بر جاى بماند و راحت نمايد. و به يقين بدان كه تو هرگز به آرزويت دست نخواهى يافت، و از اجل روى نتوانى برتافت». [٢] بدين گونه او (ع) وصيت خود را با اين حقيقت در آميخت، و چون در خطبهها و نامهها و كلمات قصار حكمتى او در نهج البلاغه نظر افكنيم، خواهيم ديد كه اغلب آنها متمركز در اطراف همين حقيقت است و بر گرد آن دوران مىكند.
و به همين گونه قرآن حكيم مردمان را به ياد مرگ و محشر و حساب و جزا مىاندازد، و اين كه آدمى محدود است، و چون اجل فرا رسد ساعتى پيش و پسى پيدا نمىكند، ولى بيشتر/ ١٢٨ مردم درباره اين حقيقت تعقل خود را به كار نمىاندازند، و پيوسته در غفلت غوطهورند تا اجلشان فرا رسد، و مرگ ناگهان به ديدار ايشان بيايد.
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا عَمَّا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ و كسانى كه كافرند، از آنچه به آن بيمشان دادهاند اعراض مىكنند و روى بر مىگردانند.
ميان آغاز و فرجام آيه رابطهاى استوار است زيرا كافران مىدانند كه خداوند آسمانها و زمين و آنچه را كه در ميان آنها واقع است جز به حق و با سر رسيدى مشخص نيافريده است. سپس انذارها و هشدارهاى پروردگار پياپى به ايشان مىرسد اما از آنها روى بر مىتابند.
[٤] و گاه انسان از اين حقيقت با شركى مىگريزد كه همچون حجابى
[٢] - نهج البلاغة، نامه ٣١.