مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى - زنوزى، على بن عبد الله - الصفحة ٣٧٨ - الفصل الثالث فى علمه تعالى بما سواه
ماهيّة نمىگويند بلكه لازم ماهيت از قبيل امكان است نسبت به ماهيت انسان مثلا چه امكان مأخوذ در مفهوم انسان نيست بلكه هر گاه نسبت به خارجش داديم يعنى بوجود و عدم مىبينيم كه امكان از حاق ذاتش نظر به تساوى او بطرفى الوجود و العدم بحسب ذاتش منتزع مىشود. و بالجملة هر چه آثار مطلوبه شئ داشت در خارج بايد آن آثار در ذهن نباشد آن شيء را. پس كسى كه مفهوم نامى را تصور كرد چه در ذهنش نماى در اقطار ثلثة مترتب بر او نمىشود زيرا كه مفهوم نامى در ذهن در اقطار ثلثه نما نمىكند بلكه او در خارج است.
اذا تحقّق ذلك پس مىگوئيم اربعة بر آثار سايرين است ككونها زوجا و منقسمة على المتساويين اى على اثنا اثنين و كونها نصف الثمانية و ثلث الاثنى عشر و ربع ستة عشر و خمس العشرين و هكذا، و فرقى در ميانه اينها با زوجيت نيست، زيرا كه همه نسبت به اربعة در يك درجهاند چنانچه در اينها قياس معتبر است كه اربعة را قياس به هر عددى بكنى صاحب اثرى بشود، همچنين در زوجيت كه در او نيز نسبت و قياس به اثنين مىكنى مىبينى كه مشتمل است بر دو اثنين، حكم مىكنى بعد از تصور موضوع و محمول و نسبت بين بين زوجية و جزم به لزوم مىكنى.
اذا تحقّق ذلك ايضا فنقول: گفتهاند كه زوجيت لازم ماهيت اربعه است و الظاهر ان ذلك ليس فى محّله بلكه صواب و حقّ آن است كه لازم وجود خارجى اوست زيرا كه مذكور شد كه هرچه آثار و لازم وجود خارجى است بايد آن آثار مطلوبه در ذهن نباشد بلكه خودشان فرق ذهن و خارج را به همين دادهاند مثلا حرارة نسبت به نار اثر مطلوب اوست در خارج، يعنى اثر مطلوبه خارجى اوست، پس در ذهن نيست، و لا شك و لا ريب كه زوجيت از آثار مطلوبه خارجيه اربعة است پس اگر در ذهن آن از آثار مطلوبه او باشد لازم مىآيد فرقى در ميان وجود ذهنى و خارجى نباشد يا لازم مىآيد كه ذهن خارج بشود يعنى منتقل شود يكى بر ديگرى، بلكه مىگوئيم كه وحدت مساوق وجود است، اربعة وحدات است در خارج و الّا ملاحظه زوجيت كه از روى انقسام به متساويين برمىخيزد نمىشود، پس چهار وحدت است، چهار وجود است، هر واحدى را يك وجودى است، پس هر گاه در ذهن موجود بشود بايد واحد باشد و واحد قابل قسمت نيست بلكه اربعة در ذهن شئ واحد عددى است كه يك تصوّر و يك وجود تعلّق به او گرفته و او معروض يك عارض است كه او واحد است و واحد قابل قسمت نيست، و