مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى - زنوزى، على بن عبد الله - الصفحة ٤٦٥ - تبصرة و تنبيه
اى بالنظر الى ماهية.
[٥٦٩] قوله «و زوال ...» [١]
اى بالنظر الى وجوده و امكانه الذاتى.
[٥٧٠] قوله «و ذلك النقص اما لازم له بحسب ماهية ...» [٢]
حركة بر دو قسم است حركت عقلية و حركت خارجية، و حركت خارجيه بر دو قسم است، حركت ايجابية و حركت جوهرية، اما حركت عقلية تفصيل او اين است كه اشياء در علم ازلى و كمالى نيز كه موجود بودند صفت امكانى را داشته به اين معنى كه ماهيات آنها در آنجا نيز نسبت سوائيه داشتند اما نسبت به وجود و عدم خاص خودشان در واقع و اما نسبت به وجود و عدم مطلق در مرتبه [اى] از مراتب واقع داشتند نه در واقع و او آن است كه قطع نظر كرده شود از اين كه در ذات اقدس موجودند بوجود علمى زيرا كه اگر قطع نظر بكنى نسبة سوائية ندارند بلكه موجودند به وجود واجب، پس مىگوئيم كه حركة عقليه عبارت است از همان حركتى كه ماهية از محاق وسط سوايى كه دارد، يا بسوى وجود يا بسوى عدم كه يا بوجود علة موجود مىشود يا بعدم علت معدوم، و حركت ايجابية حركت عقول است و حركت عقول عبارت از همان نزول آنهاست به بيانى كه گذشت، و حركت جوهرية مثلا همان حركت نطفه است در ذات خود بسوى نفس نباتى و از او بسوى نفس حيوانى و از او بسوى نفس انسانى، نظر به اينكه طفره جايز نيست پس بايد هر مرتبه سابقه را طى كند تا برسد به مرتبه لاحقه زيرا كه مثلا مرتبه حيوانيه مانع است از مرتبه انسانيه و مرتبه نباتيه مانع است از مرتبه حيوانيه و حركت اعداديه مقارن حركت جوهريه است، و از اينجا معلوم شد كه امكان ذاتى كه فقر ذاتى اشياء است در عقول هم هست و نيز دانسته شد كه امكان خاص در عقول متصور نمىشود بلكه در ماديات هست.
[٥٧١] فقوله «و ان كان فى الواقع منجبرا ...» [٣]
يعنى الماهية من حيث هى و من حيث امكانها الذاتى ناقصة و ان كانت موجودة مع هذه الملاحظة ايضا و نقصها منجبرا بوجودها الذى هو خير محض.
[١]. ١٨٥/ ١٧.
[٢]. ١٨٥/ ١٩.
[٣]. ١٨٥/ ١٩.