مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى - زنوزى، على بن عبد الله - الصفحة ١٨٤ - بقاياى اشعار و غزليات
[٥]
خواهى اگر به طور دل، حق بينى در نار مقيّد، آب مطلق بينى
ز آئينه دل غبار باطل بزداى تا ذات على به چشم حق، حق بينى [١]
[٦]
خورشيد وجود تا ز رخ پرده بگشود بنمود جمال خويش آنگونه كه بود
در آيت احمد آنچه او داشت گذاشت مرآت على چنان كه او بود نمود [٢]
[٧]
خورشيد ازل ز رخ چو برداشت نقاب برداشت نقاب و گشت ظاهر به حجاب
ظاهر به حجاب اگر نشد پس ز چه روى گرديد ابو تراب ظاهر به تراب [٣]
[٨]
يك جلوه نمود حق و يك جذبه نمود از جلوه وجود داد و از جذبه ربود
آن جلوه محمّد است و آن جذبه على است زين رو به وجود اين دو شد بود و نبود [٤]
[٩]
خاك چون عنقا و آدم اوج او در حضيض فعل حق بس اوجهاست
فعل حق دريا و عالم موج او موجها دريا و دريا موجهاست. [٥]
(١ و ٢ و ٣ و ٤). نايب الصدر شيرازى در تذكره طرائق الحقائق (ج ٣ ص ٢٣٦): «اين چندرباعى كه از خود آن جناب شنيده شد، آورده مىشود ...».
[٥]. سلطان الفلاسفه در حاشيه اسفار ملكى خود و سيد ابو الحسن رفيعى قزوينى در حاشيه منظومه سبزوارى ملكى خود اين دو بيت را از آقا على نقل كردهاند. (به نقل سيد مصطفى محقق داماد، نامه فرهنگستان علوم، شماره ٤ ص ١٣٧ تهران، تابستان ١٣٧٥).