مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى - زنوزى، على بن عبد الله - الصفحة ٩٦ - ١٦ منازعات و مشاجرات
شود چنين باشد كه گويى اشد و ازيد يا بر امرى مشتمل بود كه ما به الشدة و به الزيادة باشد يا نبود، در صورت دوم لازم آيد كه شديد از ضعيف بشدت ممتاز نبود بلكه چنانكه به ماهيت با او برابر باشد به مرتبت نيز برابر بود، و در صورت اول محال بود كه ما به الشدة در ضعيف نيز موجود بود، و الا محذور مذكور لازم آيد، پس در شديد به تنهايى موجود بود و اين صورت از دو صورت خالى نباشد:
اول آنكه در مرتبه ذات ماهيت كه به فرض در او شدت و ضعف بود متحقق باشد و از ذاتيات او بود، دوم آنكه در مرتبه مؤخر از مرتبه ذات او متحقق باشد و از عرضيات و لواحق بود. صورت اول محال بود زيرا كه اشتراك در تمام حقيقت كه در رتبهاى سخن مفروض بود مرتفع گردد و ضعيف از افراد آن حقيقت نبود، و ضعف در او به حقيقت متصور نباشد چه «ما به الشدة» كه در اين صورت از ذاتيات و اجزاى آن حقيقت بود در ضعيف نبود و كل بانتقاء جزئى از اجزاء منتفى گردد. پس صورت دوم متعين بود و هر دو مقصود را مستلزم، زيرا كه ما به الشدة در اين صورت چون عرضى بود و لاحق، اختلاف و تشكيك در حقيقت مشترك كه شديد و ضعيف را ذاتى بود نباشد و چون در شديد به آن جهت كه شديد بود مأخوذ بود و معتبر و در ضعيف نه، شديد من حيث هو شديد- نه در اصل حقيقت مشترك- از ضعيف من حيث هو ضعيف بذاتى مفترق گردد و به نوع مباين.
و به بيانى مختصرتر گوئيم به ضرورت، سواد ضعيف، شديد را مخالف بود و در نفس سواد موافق آن تخالف. بعد از اين توافق، يا به فصلى بود داخل يا به عرضى بود خارج و چون شدت و ضعف در سواد بود نه در غير او، قسم دوم باطل باشد و تفاوت به فصلى بود پس تفاوت در دو نوع بود نه در يك نوع.
و مقنن قوانين اشراق شيخ شهيد در كتاب مطارحات بعد از آنكه اين بيان مختصر كه ياد كرديم از مشائين نقل مىكند به ردائت او حكم مىفرمايد و در وجه ردائت گويد: امتياز شديد از ضعيف در سواد اگر به فصلى بود آن فصل سواد مشترك را مقوم نبود و الا امتياز مرتفع گردد و اتحاد در تمام ماهيت متحقق، پس بناچار سواد مشترك جنس بود و مميز مفروض فصلى مقسم و فصل مقسم جنس را عرضى بود نه ذاتى، چه به اتفاق مشائين فصل مقسم جنس را خاصه بود و خاصه نيز به اتفاق از اقسام عرضى و چون چنين باشد و اشتداد