مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى - زنوزى، على بن عبد الله - الصفحة ٢٦٠ - تنبيه تقديسى
نباشد فلذا بعضى از صفات واجب زياد بروز داشت در بعضى و به آن جهت الشجاعة الحسينية شد و العبادة السجادية گرديد و كذا السخاوة و القدرة الى غير ذلك، و مع قطع النظر عن مقام البشرية ظهور صفات در ايشان بيك نسق است هر قدرى كه اين صفت بروز و ظهور دارد به همان قدر صفت ديگر بروز دارد، و آنكه فرمود: «اوتيت جوامع الكلم» [١] عبارت از ائمه ماست سلام الله عليهم كه حقيقة صفات كماليه خداوند ايشان بودند و همه درايشان بروز كرده بود، اسماء حسنى بودند و همچنين خود آن جناب بهتر از همه مظهر بود و لذا «خلق عظيم» شد فى قوله ﴿إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ﴾. [٢]
اذا تحقق ذلك فنقول مثلا: عقول چون همجهتى دارند و هم وجود و امكان ذاتى ايشان كافى است در وجود ايشان احتياجى بمواد و استعداد ندارد و ايشان از عاليناند چنانچه در حديث [٣] مىفرمايد: «ان لله ارضا بيضاء» الى قوله كه مىفرمايد: در آنجا جماعتى هستند اطلاعى ندارند از خلق آدم اولا كه همه محو مشاهده جمال حق شدهاند و ايشان مكلف به سجده آدم نيستند و لذا فرمود ﴿استكبرت ام كنت من العالين﴾ [٤] للشيطان مدهش عليه اللعنة و النيران كه توهم مطلق نبودى و تعبير مىكنند از ايشان بملائكه مهيّمه و گذشت اينكه وجود ايشان نيز مثل وجود ماهيات امكانيه محدودند كه از حدود وجودات منتزع مىشوند و از قيد فقط و امر عدمى حد ايشان مأخوذ مىشود كه جواهر مجرد فقط او بشرط لا و مضاد قيد نفى كمال ديگر است كه مافوق هر ماهيت است و اينكه امور وجوديه و ثبوتيه منتزع مىشوند از فعليات كه در ايشان است و علم ايشان نيز بنفس ذاتشان عين ذاتشان است و علم نيز راجع به وجودات نظر به اينكه امر عدمى مناط مبدئيت علم نمىشود پس چون ايشان مظهر واجب الوجودند مىخواهند شهود واجب الوجود نمايند، مشاهده ذات خود مىكنند و علم به هم مىرسانند بذات خود و علم نيز عين ذات است و ذات چون محدود بود علم ايشان نيز محدود است لا محاله پس ذات ايشان لا محالة حجاب شهود كنه واجب
[١]. نقل هذا الحديث بالفاظ ثلاثة: اوتيت جوامع الكلم، و بعثت بجوامع الكلم، و اعطيت جوامع الكلم. نقلها مسلم و البخارى و احمد بن حنبل و ايضا الآجرى فى كتاب الشريعة و محيى الدين بن العربى فى التجليات الالهيه.
[٢]. القلم/ ٤.
[٣]. ابن ابى جمهور الاحسايى، عوالى اللئالى، الحديث ١٤٤، ج ١، ص ١٠٠.
[٤]. ص/ ٧٥.