مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى - زنوزى، على بن عبد الله - الصفحة ٥١ - ١٤ - مناظره با حاج محمد كريم خان كرمانى
اوج قبول و اقبال پيوسته، و در نظر دنياداران داناتر و شايستهتر است. چرا چنين نباشد؟ در حالى كه پيشوايان ايشان گروهى هستند به دور از فضل و درستى كه شانههايشان از لباس عقل و راستى خالى، و سينههايشان از زينت آداب و علم تهى است. جهات خير و نيكى در چهرهشان ناپيداست.» [١]
صدر المتألهين در ديوان اشعارش در شكوائيهاى سوزناك ظلمى كه بر فضيلت رفته است، به نظم كشيده است:
«صحبت عرفان كجا و ديو و دد خست ابناى جنسم مىكشد
دفتر فرزانگى را گاو خورد خانه عقل و خرد را آب برد
بس ستمها كز خسان بر وى رسيد بس جفاها كز كسان ديد و شنيد
در جهان از هر خسى خارى كشيد از نگونساران چها ديد و شنيد
بس جواهر كز سخن بر باد رفت بس سخن كز خامشى از ياد رفت
دردها دارم عيان كو مرهمى رازها دارم نهان كو محرمى؟
مرهم اين سينه مجروح كو محرم راز دل اين روح كو؟
گر خريدارى بدى در خورد جان مىگشودم من متاع اين جهان
همدمى گر مىشنيدى راز من مىشكفتم همچو گل اندر چمن
داد از اين كاسد قماشيها بسى داد از اين حق ناشناسيها بسى
بر حكيمان ابلهان محنتفزا بر سليمان ديو و دد فرمانروا» [٢]
اميد كه ارباب فضل كاستىهاى مجلد سوّم اين مجموعه را كه برخى ناشى از موقعيت ويژهاى است كه بر من تحميل شده است بر اين قلم ببخشايند و با ارائه انتقادات و پيشنهادات خود در احياى ميراث سلف صالح سهيم شوند.
احياى آثار آقا على مدرس طهرانى نزديك به چهار سال از عمر مرا به خود مصروف داشت. تحليل انتقادى آراء ابتكارى حكيم مؤسس كتابى مستقل در معرفى تفصيلى
[١]. ترجمه صفحات ٥ و ٦ جلد اول اسفار صدر المتألهين.
[٢]. مجموعه اشعار ملاصدرا، صفحات ٢٣، ٩٢، ٩٤ و ٩٧.