مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى - زنوزى، على بن عبد الله - الصفحة ٥١٥ - ٥ بحث پنجم معناى قاعده بسيط الحقيقة كل الاشياء
- از تقرير جناب حاجى معلوم شد كه بر فرق مذكور واقف نيستند!
آقا على گفت كه بر اصطلاح الهيّين نيز اين قضيه، صادقه است؛ به جهت اينكه ايشان مىگويند كه مفاهيم موجوده در ذهن، كه همه ممكناتاند، نظر به وجود خارجى، يا ممكناند يا ممتنع يا واجب.
پس معنى اين قضيه به اصطلاح منطقيين چنين مىشود كه هر چه عقل او را شريك بارى فرض كند، او به امتناع موصوف خواهد بود.
و به [١] اصطلاح الهيين نيز چنين مىشود كه مفهوم شريك البارى [٢]، كه در ذهن ممكن است [٣]، در خارج، ممتنع الوجود است.
از جناب حاجى، جوابى مسموع نشد!
[٥]
خامسا، نوّاب شاهرخ ميرزا از آقا على سؤال نمود كه «بسيط الحقيقة كلّ الاشياء [٤]» چه معنى دارد؟
[آقا على] گفت: اين مسأله از غوامض مسائل الهى است [٥] و موقوف است بر اطلاع به [٦] قواعد الهى، و شما را- كما ينبغى- اطّلاعى نيست! و لكن من به طورى كه شما چيزى درك كنيد مىگويم كه: مقصود از «اشياء»، «وجود و كمالات وجود، من حيث هو وجود» است.
و مقصود از «كليّت»، «دارائى» است، نه «كلّ مقابل جزء»؛ چنانچه در بعضى احاديث است: «لا انّ الكلّ منه له البعض» [٧]. و حاصل معنى اين است كه: بسيط الحقيقة، چون بسيط من جميع الجهات است، واجد و مستجمع جميع كمالات است، بهطورىكه در كمالات او
[١]. و اصطلاح (س).
[٢]. شريك بارى (خ).
[٣]. در (س) «است» مفقود است.
[٤]. اشياء (س).
[٥]. رجوع كنيد به تعليقه «بسيط الحقيقة كل الاشياء» از تعليقات الاسفار، جلد اوّل مجموعه مصنّفات حكيم مؤسس.
[٦]. بر (خ).
[٧]. الاصول من الكافى، كتاب التوحيد، باب اطلاق القول بانه شيء، ج ١ ص ٨٣، عن ابى عبد الله (ع): «انه سميع بكلّه لا انّ الكلّ منه له بعض».