جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٣٦ - غزل ١٧٣ دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
|
اين همه شهد و شكر كز نِى كِلكم ريزد |
اجر صبرى است كز آن شاخِ نباتم دادند |
|
اگرچه ديدار حضرت دوست در گذشته برايم ميسّر نبود، بر فراقش صبر نمودم تا آنكه شيرينى وصالش نصيبم شد؛ كه:
١٢٥٠
«الصَّبْرُ كَفيلٌ بِالظَّفَرِ.»
[١]: (صبر و شكيبايى، كفيل و ضامن كاميابى است.- نيز:
١٢٥١
«افْضَلُ الصَّبْرِ، الصَّبْرُ عَنِ الْمَحْبُوبِ.»
[٢]: (برترين شكيبايى، شكيبايى از [دورى] محبوب است.- همچنين:
١٢٥٢
«حَلاوَةُ الظَّفَرِ تَمْحُو مَرارَةَ الصَّبْرِ.»
[٣]: (شيرينى پيروزى و كاميابى، تلخى صبر و شكيبايى را مى زدايد.- يا:
١٢٥٣
«مَنْ صَبَرَ، نالَ الْمُنى.»
[٤]: (هر كس صبر و شكيبايى پيشه كند، به آرزويش نايل مى آيد.) در جايى مى گويد:
|
نهالِ صبرم از وصلش بر آورد |
ز بختِ خويش بر خوردارم امشب[٥] |
|
علاوه گفتار شيرين و پر محتوايم برخواسته از آن مشاهده اى است كه برايم حاصل شده است.
|
هاتف آن روز به من مژده اين دولت داد |
كه بر آن جور و جفا صبر و ثباتم دادند |
|
هاتف غيبى هنگامى مژده دولت وصل حضرت محبوب را به من داد، كه در برابر تلخى ها و ناهمواريهاى روزگار فراق بردبارى و مقاومت از خود نشان دادم؛ كه:
«إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَ يَصْبِرْ، فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ.»[٦]: (براستى كه هر كسى تقوى و صبر پيشه كند، مسلّماً خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نخواهد ساخت.- همچنين: «إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ.»[٧]: (براستى كه پاداش صابران بدون كم و كاست و.
[١] - غرر و در موضوعى، باب الصبر، ص ١٩٠.
[٢] ( ٢، ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب الصبر، ص ١٨٩.
[٣] ( ٢، ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب الصبر، ص ١٨٩.
[٤] ( ٢، ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب الصبر، ص ١٨٩.
[٥] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٢٠، ص ٥١.
[٦] - يوسف: ٩٠.
[٧] - زمر: ١٠.