جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٢٠ - غزل ١٣٣ بيا كه ترك فلك، خوان روزه غارت كرد
لذا مى گويد:
|
مقام اصلى ما گوشه خرابات است |
خداش خير دهاد آن كه اين عمارت كرد! |
|
آرى، بشر براى اين عالم آفريده نشده، و بهره مندى از امور مادّى را از او نخواستهاند، بلكه مى توان گفت: اين عالم، راهى براى رسيدن و توجّه به مقام اصلى (كه منزلت شهودِ اخذ ميثاق است) بوده؛ كه: «إِنَّا لِلَّهِ، وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ.»[١]: (همانا ما از آن خداييم و به سوى او باز مى گرديم.) خواجه هم مى گويد: «مقام اصلىِ ما گوشه خرابات است.» خدا خير دهد به كسى (يعنى رسول الله ٦) كه ما را راهنمايى به مقام اصلى خود نمود؛ كه: «قُلْ هذِهِ سَبِيلِي، أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي.»[٢]: (بگو: اين راه من است كه با بصيرت و آگاهى خود و پيروانم را به سوى خدا فرا مىخوانم.) در واقع اين بيت اشاره به همان بهره مندى از جوائز و ضيافت ماه الهى است.
و ممكن است منظور خواجه از «آن كه اين عمارت كرد» محبوب باشد، يعنى:
خدا خير بدهد به كسى كه ما را بر فطرت توحيد بيافريد، كه: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً، فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها ...»[٣]: (پس استوار و مستقيم، روى و تمام وجود خود را به سوى دين كن، سرشتى كه خداوند مردم را بر آن آفريد ....).
و يا مراد دعوت خداوند اهل ايمان را به پذيرش دعوت خود و رسول ٦ باشد، كه: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا! اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ.»[٤]: (اى كسانى كه ايمان آوردهايد! هنگامى كه خداوند و پيامبر، شما را مى خوانند به آنچه كه شما را زنده.
[١] - بقره: ١٥٦.
[٢] - يوسف: ١٠٨.
[٣] - روم: ٣٠.
[٤] - انفال: ٢٤.