جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢١٨ - غزل ١٤٦ بر سر آنم كه گر ز دست بر آيد
|
صبا كجاست، كه اين جان خو گرفته چو گُل |
فداى نكهت گيسوى يار خواهم كرد[١] |
|
|
صحبت حكّام، ظلمتِ شب يلداست |
نور ز خورشيد خواه، بو كه برآيد |
|
اى خواجه! از مصاحبت بانا اهلان (شيطان، نفس و غيره) بپرهيز و مگذار آنان حكومت بر تو داشته باشند، كه از ديدار محبوبت باز خواهند داشت، كه: «أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ، وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ، وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ، وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً، فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ؟ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ؟»[٢]: (پس آيا نديدى كسى را كه هوا و هوس خويش را معبود خود قرار داد، و [در نتيجه] خداوند او را در حالى كه آگاه بود گمراه نمود، و بر گوش و دلش مُهر، و بر ديدهاش پرده نهاد؟ پس چه كسى غير خدا او را هدايت خواهد كرد؟ آيا متذكّر [اين مطلب] نمىشويد؟- همچنين: «وَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ، فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبِيناً.»[٣]: (و هركس شيطان را به عنوان سرپرست [امورش] بگيرد، نه خدا را، مسلّماً زيان آشكار نموده است.- نيز: «فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا.»[٤]: (پس از هر كسى كه از ياد ما روى گرداند، و جز زندگانى دنيا را نخواسته، روى برتاب.).
و لذا مى گويد: «نور ز خورشيد خواه» زيرا از خورشيد حقيقت است كه مى توان نور ايمان را با بندگى حضرت دوست و مجالست با خوبان به دست آورد؛ كه:
«يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ.»[٥]: (خداوند، هركس را بخواهد به نور خويش هدايت مى فرمايد.- نيز: «أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ ...»[٦]: (پس آيا كسى كه.
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ١٥٧، ص ١٣٩.
[٢] - جاثيه: ٢٣.
[٣] - نساء: ١١٩.
[٤] - نجم: ٢٩.
[٥] - نور: ٣٥.
[٦] - زمر: ٢٢.