جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٨٣ - غزل ١٧٨ دى پير مى فروش كه ذكرش به خير باد!
امّااى خواجه!
|
بادت به دست باشد اگر دل نهى به هيچ |
در معرضى كه تختِ سليمان رَوَد به باد |
|
اگر نصايح استاد را به گوش جان خريدار نگردى و آن را در عمل نياورى و خويش را در معرض فروش جانان نگدازى كه: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ.»[١]: (خداوند جهانها و مالهاى مؤمنان را به بهاى بهشت خريدارى نمود.) او تو را خريدار نخواهد شد و از دنياى بىاعتبار جز بادى به دست نخواهى داشت؛ كه: «مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ، أَعْمالُهُمْ كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عاصِفٍ لا يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُوا عَلى شَيْءٍ، ذلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِيدُ.»[٢]: (مثل اعمال كسانى كه به پروردگارشان كفر ورزيدند مانند خاكسترى است كه در روزى طوفانى باد شديدى بر آن بوزد، كه به هيچ وجه بر آنچه انجام داده اند قدرتى ندارند، اين است گمراهى سخت.- نيز: «وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً.»[٣]: (و روى به اعمال آنان آورده و آنها را [بسان] گرد پراكنده [و نابود] نموديم.).
ملاحظه كن وببين كه سليمان نبىّ ٧ با حشمت و جاهى كه خداوندش داده بود و كسى به مانند او در روى زمين چنان عظمت صورى را نداشت و باد در تسخير او بود؛ كه:
«وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ عاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ.»[٤]: (و باد طوفانى را براى حضرت سليمان [مسخّر] نموديم، به گونه اى كه به فرمان او مى وزد.- نيز: «وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ غُدُوُّها شَهْرٌ، وَ رَواحُها شَهْرٌ.»[٥]: (و باد را براى حضرت سليمان [مسخّر] نموديم، به گونه اى كه هر صبح [به اندازه] يك ماه، و هر عصر [به مقدار] يك ماه [و در نتيجه در طول روز مسير دو ماه سير.
[١] - توبه: ١١١.
[٢] - ابراهيم: ١٨.
[٣] - فرقان: ٢٣.
[٤] - انبياء: ٨١.
[٥] - سبأ: ١٢.