جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٧٥ - غزل ١٤٠ بيا كه رايت منصور پادشاه رسيد
حضرت محبوب را نصيب خود مى دانم؛ كه:
١٠٥٨
«شَرَفُ الْمُؤْمِنِ صَلاةُ اللَّيْلِ.»
[١]: (شرافت مؤمن، نماز شب است.- همچنين:
١٠٥٩
«لَيْسَ مِنّا مَنْ لَمْ يُصَلّ صَلاةَ اللَّيْلِ.»
[٢]: (هركس نماز شب نخواند، از ما نيست.- نيز:
١٠٦٠
«لَيْسَ مِنْ شيعَتِنا مَنْ لَمْ يُصَلّ صَلاةَ اللَّيْلِ.»
[٣]: (هركس نماز شب نخواند، از شيعيان ما نيست.).
ممكن است منظور خواجه از درس صبحگاه، درسى باشد كه در آن هنگام با استاد خود داشته است.
و ممكن است منظور نتايجى باشد كه حضرت دوست صبحگاهان به بيداران و ذاكرين مى دهد. در جايى در مقام تقاضاى اين امر بر آمده و مى گويد:
|
صبح است ساقيا! قدحى پر شراب كن |
دورِ فلك درنگ ندارد، شتاب كن |
|
|
ز آن پيشتر كه عالمِ فانى شود خراب |
ما را ز جامِ باده گلگون خراب كن |
|
|
خورشيد مِى ز مشرقِ ساغر طلوع كرد |
گر برگِ عيش مى طلبى، تركِ خواب كن[٤] |
|
[١] - وسايل الشيعه، ج ٥، ص ٢٧٠، روايت ٧.
[٢] - وسايل الشيعه، ج ٥، ص ٢٨٠، روايت ٨.
[٣] - وسايل الشيعه، ج ٥، ص ٢٨٠، روايت ١٠.
[٤] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٤٧٧، ص ٣٤٧.