جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٥٧ - غزل ١٥١ ترك من چون جعد مشكين گرد كاكل بشكند
از مصرع اوّل بيت ختم اين غزل بر مى آيد كه خواجه در مقام اين بوده كه به عظمت محبوب حقيقى در جمال و كمال و سرّ توحيد اشاره نمايد، و از ناچيز بودن زيبائيهاى مظاهر در مقابل او سخن گويد، و در ضمن از شهود خود خبر دهد.
مىگويد:
|
تُركِ من چون جعدِ مشكين گردِ كاكل بشكند |
لاله را دلْ خون كند، بازارِ سنبل بشكند |
|
چنانچه معشوق من پرده از كثرات بر كنار سازد، عطر را از ملكوت آنها استشمام خواهم نمود، و ديگر مظاهر عالم برايم خود نمايى نخواهد كرد؛ كه: «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...»[١]: (خداوند، نور آسمانها و زمين مى باشد.- همچنين: «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ.»[٢]: (اوست آغاز و انجام و پيدا و نهان.- ديگر اينكه:
١١١٤
«اسْأَلُكَ بِنورِكَ الْقَديمِ وَاسْمائِكَ الَّتى كَوَّنْتَ بِها كُلَّ شَىْ ءٍ.»
[٣]: (به نور ديرينه و نامها [و كمالات] خود كه به وسيله آنها تمام اشيا را پديد آوردى، از تو درخواست مى نمايم.- نيز:
١١١٩
«اسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الأحَدِ الصَّمَدِ الَّذى مَلأَ ارْكانَ كُلّ شَىْ ءٍ.»
[٤]: (به اسم [و كمال] «احَديّت و صمديّت» [بى همتا و غير قابل اشاره] تو كه شراشر تمام اشياء را فرا گرفته، از تو مى خواهم.- ظاهر خواهد.
[١] - نور: ٣٥.
[٢] - حديد: ٣.
[٣] - اقبال الاعمال، ص ٥٩٦.
[٤] - اقبال الاعمال، ص ٦١٢.