جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٦١ - غزل ١٦٤ خوش آمد گل و زآن خوشتر نباشد
مىسازند؛ كه: «وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً.»[١]: (و پروردگارشان شراب و نوشيدنى بس پاك كننده اى نوشانيد.- نيز: «عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ، يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً.»[٢]: (و چشمه اى كه بندگان خدا از آن مى نوشند و به خوبى آب آن را روان مى سازند [و از آن بهره مى گيرند].- همچنين: «عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ.»[٣]: (چشمه اى كه [بندگان] مقرب [خداوند] از آن مى نوشند.)
|
ايا پُر لعل كرده جامِ زرّين! |
ببخشا بر كسى كش زر نباشد |
|
گويا خواجه در اين بيت تمنّاى مشاهده بهتر و روشنتر از گذشته را كه در بيت اوّل ياد از آن كرده، نموده و مى گويد: اى محبوبى كه در جمال و كمال يكتا هستى! كسى را كه سرمايه خويش را از دست داده و به فقر ذاتى خود پى برده، بيشتر از گوهرهاى ديدارت به او عنايت فرما.
بخواهد بگويد:
١٢٠١
«أَسْأَلُكَ بِسُبُحاتِ وَجْهِكَ وَبِأَنْوارِ قُدْسِكَ، وَابْتَهِلُ الَيْكَ بِعَواطِفِ رَحْمَتِكَ وَلَطائِفِ بِرّك، أَنْ تُحَقّقَ ظَنّى بِما اؤملُهُ مِنْ جَزيلِ اكْرامِكَ وَجَميلِ انْعامِكَ فِى الْقُرْبى مِنْكَ وَالزُّلْفى لَدَيكَ وَالتَّمَتُّعِ بِالنَّظَرِ الَيْكَ.»
[٤]: (به انوار [و يا عظمت] وجه [واسماء و صفات] و به انوار [مقام ذات] پاك و مقدّست از تو درخواست نموده، و به عواطف مهربانى و لطائف احسانت تضرّع و التماس مى نمايم كه گمان مرا به آنچه از بخشش فراوان و انعام نيكويت، در قرب به تو و نزديكى و منزلت يافتن در نزدت و بهره مندى از مشاهدهات آرزومندم، تحقّق بخشى.) بگويد:
|
به ملازمانِ سلطان كه رساند اين دعا را: |
كه به شكرِ پادشاهى ز نظر مران گدا را |
|
[١] - انسان: ٢١.
[٢] - انسان: ٦.
[٣] - مطففّين: ٢٨.
[٤] - بحار الانوار، ج ٩٤، ص ١٤٥.