جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٤ - غزل ١٢١ اگر آن طاير قدسى ز درم باز آيد
خواجه در اين غزل، نسبت به بازگشت مشاهده اى كه از دست داده اظهار اشتياق نموده و مى گويد:
|
اگر آن طاير قدسى ز درم باز آيد |
عمر بگذشته به پيرانه سرم باز آيد |
|
اگر معشوق من دگر بار برايم جلوه كند، عمر از دست داده خود را باز يافته و جوان خواهم شد چرا جوان نشود كسى كه حاصل عمرش تو بودى و هستى؟! و به گفته خواجه در جايى:
|
اى خرّم از فروغ رخت، لاله زار عمر |
باز آ كه ريخت بىگل رويت بهار عمر |
|
|
بى عمر زندهام من و زين بس عجب مدار |
روز فراق را كه نهد در شمار عمر[١] |
|
بخواهد بگويد:
٩١٣
«اسْئَلُكَ بِسُبُحاتِ وَجْهِكَ وَبِانْوارِ قُدْسِكَ وَابْتَهِلُ الَيْكَ بِعَواطِفِ رَحْمَتِكَ وَلَطائِفِ بِرِّكَ انْ تُحَقِّقَّ ظَنّىِ بِما أؤَمِّلُهُ مِنْ جَزيلِ اكْرامِكَ وَجَميلِ انْعامِكَ فِى الْقُرْبى مِنْكَ وَالزُّلْفى لَدَيْكَ وَالتَّمَتُّعِ بِالنَّظَرِ الَيْكَ»
[٢]: (به انوار [و يا عظمت] رويت [مقام اسماء و صفات] و به انوار [مقام ذات] پاك و مقدّست، از تو درخواست نموده، و به عواطف مهربانى و لطائف احسانت تضرّع و التماس مى نمايم كه گمان مرا به آنچه از بخشش فراوان و انعام نيكويت، در قرب به تو و نزديكى و منزلت يافتن در نزدت و بهره مندى از مشاهدهات.
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، ص ٢٩١، غزل ٢٢٧.
[٢] - بحار الانوار، ج ٩٤، ص ١٤٥.