جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٨٤ - غزل ١٧٨ دى پير مى فروش كه ذكرش به خير باد!
معمول] را طى مى كند.) وهمچنين: «فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ.»[١]: (پس باد را مسخّر ورامِ او نموديم، به گونه اى كه به فرمان او هر جا بخواهد به راحتى مى وزد.).
امّا آن شكوه و سلطنت به باد رفت و تنها اسمى از آن باقى ماند، و تنها چيزى كه براى حضرتش ماند، همان مقام و منزلت معنوى است كه خداوند درباره او مىفرمايد: «وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ.»[٢]: (و براستى كه او در نزد ما منزلت و بازگشتگاه نيكويى را داراست.- مىفرمايد: «وَ وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَيْمانَ، نِعْمَ الْعَبْدُ! إِنَّهُ أَوَّابٌ.»[٣]: (و حضرت سليمان را به حضرت داود نچشيديم، چه بنده خوبى او [به درگاه الهى] بسيار توبه و بازگشت مى كرد.)
|
حافظ! گرت ز پندِ حكيمان ملالت است |
كوته كنيم قصّه، كه عمرت دراز باد! |
|
آرى، حكماء آنانند كه خداوندشان حياتى معنوى عطا فرموده و گفتار و كردارشان بشر را به سعادت ظاهرى و اخروى و معنوى و كمالات توحيدى دعوت مىنمايد، كه:
١٢٧٨
«مِنْ خَزائِنِ الْغَيْبِ تَظْهَرُ الْحِكْمَةُ.»
[٤]: (حكمت، از گنجينههاى غيب آشكار مى گردد.- حكمت نيز عبارت از امور فوق است. خداوند مى فرمايد: «وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ، فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً.»[٥] و در حديث آمده كه:
١٢٧٩
«أَلْحَكيمُ يَشْفِى السّائِلَ، وَيَجُودُ بِالْفَضائِلِ.»
[٦]: (حكيم و فرزانه، كسى است كه [پرسش] پرسشگر را بهبود بخشيده، و فضيلتها را مى بخشد.- نيز:
١٢٨٠
«أَلْحَكيمُ مَنْ جازَى الإسائَةَ بِالإِحْسانِ.»
[٧]: (حكيم، كسى است.
[١] - ص: ٣٦.
[٢] - ص: ٤٠.
[٣] - ص: ٣٠.
[٤] - فهرست موضوعى غرر و درر، باب الحكمة، ص ٧٩.
[٥] - بقره: ٢٦٩.
[٦] - فهرست موضوعى غرر و درر، باب الحكمة، ص ٧٨.
[٧] - فهرست موضوعى غرر و درر، باب الحكمة، ص ٧٨.