جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢١٣ - غزل ١٤٥ بوى خوش تو هر كه ز باد صبا شنيد
|
در پَسِ آينه، طوطى صفتم داشتهاند |
آنچه استادِ ازل گفت بگو، مىگويم[١] |
|
لذا مى گويد:
|
پندِ حكيم عينِ صواب استُ محضِ خير |
فرخنده بخت آن كه به سمعِ رضا شنيد |
|
بخواهد بگويد:
|
به جانِ دوست، كه غم پرده شما ندرد |
گر اعتماد بر الطافِ كار ساز كنيد[٢] |
|
و بگويد:
|
روز اوّل كه به استاد سپردند مرا |
ديگران را خرد آموخت، مرا مجنون كرد[٣] |
|
و بگويد:
|
اى نورِ چشم من! سخنى هست گوش كن |
تا ساغرت پر است، بنوشان و نوش كن |
|
|
پيران سخن به تجربه گفتند، گفتمت |
هان اى پسر! كه پير شوى پند گوش كن |
|
|
بر هوشمند، سلسله ننهاد دستِ عشق |
خواهى كه زلف يار كشى، تركِ هوش كن |
|
|
تسبيح و خرقه، لذّتِ مستى نبخشدت |
همّت در اين عمل، طلب از ميفروش كن[٤] |
|
و ممكن است مراد از «پند حكيم»، گفتار الهى از كلمات قدسى و يا قرآن شريف باشد كه راهروان مقصد عالى انسانيّت را دعوت به خير و سعادت مى نمايد و عين صواب و خير محض است؛ كه: «ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ.»[٥]: (اين كتاب هيچ ترديدى در آن نيست، هدايت براى تقوى پيشگان مى باشد.- نيز: «كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ، ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ.»[٦]: (كتابى كه آيه هايش استوار گرديده سپس از نزد.
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٣٨٤، ص ٢٨٦.
[٢] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٢٥١، ص ٢٠٣.
[٣] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٢٨٠، ص ٢٢١.
[٤] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٤٦٢، ص ٣٣٧.
[٥] - بقره: ٢.
[٦] - هود: ١.