ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٥١ - *(زيارت جامعه براى همگى امامان
است: هر شريفى در برابر شرف شما سر بزير افكنده، و هر متكبّرى در مقام طاعت شما خاضع گشته، و هر جبّارى در برابر فضل شما خضوع كرده، و هر چيزى در مقابل اراده شما رام و فرمانبردار شده، و زمين بنور شما روشن گشته، و رستگاران با تمسّك بحبل ولايت شما رستگار شدهاند. بوسيله شما ببهشت رضوان راه ميتوان يافت، و خداى رحمان بر كسى كه ولايت شما را انكار كند خشم گرفته است.
پدرم و مادرم و جانم و خانمانم و مالم بفدايتان! گويندگان از شما نيز چون ديگران سخن بميان مىآورند، و نامتان را در ميان نامهاى ديگر بر زبان ميرانند و پيكرهاى شما در ميان پيكرها و ارواحتان در ميان ارواح، و نفوستان در ميان نفوس، و آثارتان در ميان آثار، و قبورتان در ميان ديگر قبور است، ولى چه شيرين و دلپذير است نامهاى شما! و چه مكرّم است نفوستان! و چه عظيم است شأنتان! و چه با جلالت است شرف و منزلتتان! و چه توأم با وفا است عهدتان! سخنتان نور، و امرتان هدايت، و سفارشتان تقوى و فعلتان خير، و عادتتان احسان و خويتان كرم، و شأنتان حقّ و صدق و رفق، و قولتان حكم و حتم، و رأيتان علم و حلم و حزم است. اگر سخن از خير بميان آيد، شما سرآغاز و اصل و فرع و معدن و مأوى و منتهاى آنيد.