ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٠ - باب علل و أسرار حج
راز اين كار باز پرسيد، امام او را گفت: مردم را بفرماى كه هيچ يك از ايشان چيزى را كه از بيت برگرفته است نزد خود نگاه ندارد و بازگرداند، آنگاه چون ديوارهاى بيت بالا آمد، فرمان داد تا خاك بياوردند و آن را در جوف كعبه ريختند و از اين رو بيت مرتفع شد، چنان كه بوسيله پلّكان بر آن صعود مىكنند.
و مردم را عادت بر اين شد كه از بيرون «حجر» طواف ميكردند و در داخل آن طواف بجا نمىآوردند، زيرا كه مادر اسماعيل در حجر مدفون شده، و قبر او هم اكنون در داخل حجر است، پس طواف را بدين گونه انجام مىدادند تا قبر او پايمال نشود.
٢١١٧- و روايت شده است كه قبور بعضى از پيمبران عليهم السّلام در درون حجر است.
شرح: «اين موضوع را كلينى در كافى در ذيل خبرى از معاوية بن عمّار از امام صادق ٧ روايت كرده است».
و چيزى از بيت حتّى باندازه سر و ريزه ناخن كه آن را جدا مىكنند در داخل حجر نيست.
شرح: «اين موضوع نيز جزئى از خبر معاوية بن عمّار است».
٢١١٨- و «كعبه» را بكّه ناميدهاند، زيرا كه مردم در آنجا با دستهاشان بر يك ديگر فشار مىآورند.
٢١١٩- و روايتى هم شده است كه وجه تسميه كعبه به «بكّه» گريه مردم