ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٩٥ - *(باب آغاز كار كعبه، و فضل آن، و فضل حرم) *
پس امام باقر ٧ فرمود: امام حسين ٧ يكى از حاضران را گفت: اين مردم چه مىكنند؟ گفت: أصلحك اللَّه. (يعنى خدا براى تو خوش بخواهد) اينان بيم آن دارند كه سيل مقام را برده باشد، امام گفت: خداى عزّ و جلّ مقام را نشانه قرار داده است، و از اين رو چنان نيست كه آن را از ميان ببرد، پس بيگمان و استوار باشيد.
و آن محلّ مقام كه ابراهيم ٧ آن را وضع كرده نزديك ديوار بيت بود، و مقام همچنان در آن محلّ بود، تا آنكه اهل جاهليّت جاى آن را بمكانى كه امروز در آن قرار دارد تغيير دادند، پس چون پيغمبر ٦ مكّه را فتح كرد، مقام را به همان موضعى كه ابراهيم وضع كرده بود بازگرداند، و همچنان در آنجا بود تا زمانى كه عمر بخلافت رسيد، پس از مردم پرسيد كه: كدام يك از شما جايى را كه مقام در آن بوده است ميشناسد؟ پس مردى گفت: من آن را با نسع (طناب عريضى كه با آن جهاز شتر را مىبندند) اندازهگيرى كردهام. و اكنون آن اندازه نزد من است. عمر گفت: آن را نزد من آر، و آن مرد آن را بياورد، پس عمر آن را مقايسه كرد، و بهمانجا- كه در عصر جاهليّت بود- باز گرداند.
شرح: «آن مرد مطّلب بن أبى وداعه سهمى قرشى سبط حارث بن مطّلب است و مادرش اروى بوده است».
٢٣٠٩- و روايت شده است كه هنگام شهادت حسين بن على عليهما السّلام