ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٦٨ - باب حقوق
و امّا حقّ آن طلبكارت كه از تو مطالبه ميكند اينست كه اگر توانگر باشى طلبش را بپردازى، و اگر در تنگدستى باشى با زبان خوش او را خشنود سازى، و با لطف و محبّت از سوى خود بازگردانى.
و امّا حقّ معاشر پس اينست كه او را فريب ندهى، و غشّ و دغل در كارش نكنى، و نيرنگ به او نزنى، و در كار او از خداى تبارك و تعالى بترسى.
و امّا حقّ خصمى كه ادّعائى بر ضدّ تو طرح كرده، پس اگر مدّعايش حقّ باشد تو خود شاهد او بر نفس خويش باشى، و ستم در بارهاش روا ندارى، و حقّش را بطور كامل بپردازى.
و اگر مدّعايش باطل باشد با او بنرمى برخورد كنى، و جز رفق و مدارا بكار او نبرى، و پروردگارت را در كار او خشمگين نسازى. و لا قوّة الّا باللَّه.
و امّا حقّ آن خصم كه تو بر ضدّ او ادّعائى دارى، پس اگر در ادّعايت محق باشى ميبايد تا در گفتگو با او مجامله را بكار گيرى، حقّش را انكار نكنى، و اگر تو خود در ادّعايت بر باطل باشى از خداى عزّ و جلّ بترسى، و بسوى او توبه كنى و دعوى را واگذارى.
و امّا حقّ كسى كه با تو مشورت ميكند، پس اينست كه اگر رأى نيكى در كار او