ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٦٧ - باب حقوق
بنگرى، و گناهش را ببخشى، و به احترام با او معاشرت كنى، و لا قوة الّا باللَّه.
و امّا حقّ مصاحبت پس اينست كه به آئين تفضّل و انصاف با او مصاحبت كنى، و همان طور كه تو را گرامى ميدارد او را گرامى دارى، و فرصت سبقت در مكرمتى به او ندهى، پس اگر سبقت گرفت مكرمتش را تلافى كنى، و همان گونه كه تو را دوست دارد او را دوست بدارى، و او را از گناهى كه قصد اقدام به آن كرده است بازدارى. و بر او رحمتى باش، و براى او عذابى مباش. و لا قوة الّا باللَّه.
و امّا حقّ شريك پس اينست كه اگر غائب باشد كارش را بر عهده گيرى، و اگر حاضر باشد او را مورد رعايت خود قرار دهى، و در مجراى امور بىحكم او حكم مكن، و بىجلب نظرش رأى خود را بكار مبند، و مالش را محفوظ بدار، و در هر كار مهمّ يا بىاهمّيّت نسبت به او خيانت روا مدار، زيرا دو شريك تا بيكديگر خيانت نكردهاند دست خداى تبارك و تعالى بر سر ايشانست. و لا قوة الّا باللَّه.
و امّا حقّ مالت، پس اينست كه آن را جز از راه حلال بدست نياورى، و جز در راه مشروع بكار نبرى، و كسى را كه در برابر احسانت ناسپاسى كند بر خويشتن مقدّم ندارى، پس آن را در راه طاعت پروردگارت بكار بر، و نسبت به آن بخل مورز، كه بار حسرت و ندامت را سربار تبعات آن سازى. و لا قوّة الّا باللَّه.