ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٥٠ - *(باب كراهت تنهائى در سفر) *
٦ با مسافرى كه وداع ميكرد، دست او را ميگرفت، و آنگاه ميگفت:
خدا تو را از صحبت همسفرانى خوب برخوردار نمايد، و كمكش را در بارهات كامل سازد، و ناهموارى راه را برايت هموار كند، و دور را براى تو نزديك سازد، و مهم تو را كفايت كند، و دين و امانت و عواقب كارت را براى تو محفوظ بدارد. و تو را بسوى هر گونه خيرى رهبرى كند.
بر تو باد بتقواى خدا. تو را بخدا ميسپارم. در پناه خداوند عزّ و جلّ روان شو.
* (باب سخنانى كه مسافر تنها بر زبان ميراند)*
٢٤٣١- بكر بن صالح، از سليمان بن جعفر از امام ابو الحسن موسى بن جعفر عليهما السّلام روايت كرده است كه فرمود: كسى كه تنها بسفر رود، بايد بگويد:
«ما شاء اللَّه لا حول و لا قوّة الّا باللَّه. اللّهمّ آنس و حسنى، و أعنّى على وحدتى، و أدّ غيبتى،
(هر چه خدا بخواهد واقع مىشود، هيچ قدرتى و قوّتى جز با استعانت از خدا بوجود نمىآيد. خدايا در حال وحشتم انيس من باش، و در مقابل تنهائيم ياريم كن، و از غيبتم بسلامت بازگردان).
* (باب كراهت تنهائى در سفر)*
٢٤٣٢- علىّ بن أسباط، از عبد الملك بن مسلمه، از سرىّ بن خالد، از امام