ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٤ - باب علل و أسرار حج
و اين مضمون قول خداى عزّ و جلّ است كه «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً» خدا آدم و نوح را «اصطفاء» كرد يعنى ايشان را برگزيد.
و حوّا بر كوه مروه فرود آمد، و از اين رو آن را مروه ناميدند زيرا كه آن «مرأة» بر آن فرود آمده است، و از اين جهت نامى از نام مرأة را براى آن برگزيدند.
شرح: «اين مطلب را كلينى در كافى با سندى ضعيف از امام نقل كرده است، و بايد دانست كه در لغت «صفا» بمعنى سنگ سخت است و كوه صفا نيز سنگش بسيار سخت است. و نيز مروه سنگ سخت برّاق است، و در حقيقت وصف است نه اسم، و اين گونه روايات سند قابل اعتبارى ندارد و متضمّن حكمى از احكام هم نيست تا نقلش موجب اضلال باشد».
٢١٢٢- و مسجد الحرام بعلّت كعبه محترم شد، و سرزمين حرم بعلّت مسجد احترام يافت، و احرام بعلّت حرم واجب گشت.
٢١٢٣- و همانا خداى تبارك و تعالى كعبه را قبله أهل مسجد كرد، و مسجد را قبله اهل حرم ساخت، و حرم را قبله اهل دنيا قرار داد.
و حكمت قرار دادن «تلبيه» (چهار لبيك واجب) اينست كه خداى عزّ و جلّ چون ابراهيم ٧ را گفت كه: مردم را بحجّ فراخوان تا با پاى پياده (و سوار بر اشتران) بسوى تو فراز آيند، پس ابراهيم ٧ ندا در داد تا طوائف حاجيان لبّيك گويان او را اجابت كردند.