اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٦٤ - محمد
محمود) نايل آمده است.[١] و اين جايگاه بلندى است كه خداوند در قرآن كريم، به آن بزرگوار، وعده داده است:
وَمِنَ الَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَاماً مَّحمُوداً.[٢] و پارهاى از شب را به آن- خواندن قرآن و نماز- بيدار باش كه اين براى تو افزون [از نمازهاى واجب] است. باشد كه پروردگارت تو را در جايگاهى ستوده بدارد.
از آن حضرت به روايت «اهل بيت» (ع) آمده است كه فرمود:
سَمَّانِىَ اللَّهُ مِنْ فَوقِ عَرْشِهِ وَ شَقَّ لى اسْماً مِنْ اسْمائِهِ فَسَمَّانِى مُحمّداً وَ هُوَ مَحْمُودٌ.[٣] خدا از بالاى عرش خود مرا نام نهاد و براى من نامى از نامهايش را، كه محمود است، جدا كرد. از اين رو، مرا «محمّد» ناميد.
حضرت ابوطالب نيز در سُرايش خود بدين نامگذارى مباهى بوده است: «وَ شَقَّ لَهُ مِنْ اسْمِهِ لِيُجِلَّهُ/ فَذُوْالعَرشِ مَحمُودُ وَ هذا مُحَمَّدٌ».[٤] ابن قُتَيْبِه گويد: يكى از نشانههاى پيامبرى «محمّد» ٦ آن است كه پيش از او، هيچكس را محمّد، نام ننهادهاند. همچنان كه خداوند، «يحيى» را بىسابقه چنين نامى بدان ناميده است.[٥] يَا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ اسْمُهُ يَحْيَى لَمْ نَجْعَل لَّهُ مِن قَبْلُ سَمِيّاً.[٦] اى زكريّا، ما تو را به پسرى كه نام او يحيى است مژده مىدهيم، كه پيش از اين همنامى براى او پديد نكرديم.
امين: مخلص، وفادار، با ايمان، قابل اعتماد، مورد اطمينان، بىخطر، سالم، در امان، بىآزار، بىضرر و زيان، نگهبان، نگهدار، پاسبان، مأمون، امانت دار و آن كه به او اعتماد شده است.
وحى: آنچه خداوند بر دل پيامبران خود مىافكند. وحى، در زبان عرب و نيز در قرآن
[١] - تاج العروس، ج ٢، ص ٣٣٩
[٢] - اسراء، آيه ٧٩
[٣] - رياض السالكين، ج ١، ص ٤٢٨
[٤] - همان
[٥] - همان-« چه نام است اين كه در ديوانِ هستى/ برو نگرفته نامى پيش دستى»( جامى)
[٦] - مريم، آيه ٧