اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٨ - زمانه بعثت
دست خود را به جنايت بيالايند و آتش جنگ و كشتار را تيزتر و سوزانتر كنند. در اين روزگار مردم جز كشتن و غارت كردن و نابود ساختن و مكر و فريب به كار بردن نمىدانستند. اميرمؤمنان (ع) بدبختىها و نابسامانىها و پريشانىهاى جامعههاى آن روزگار را كه به لحاظ فكرى راه به جايى نمىبردند در تابلوهايى بسيار زيبا و گويا به تصوير كشيده است:
وَ النَّاسُ فىِ فِتَنٍ انْجَزَمَ فِيها حَبْلُ الدِّينِ، وَ تَزَعْزعَتْ سَوارِى الْيقينِ، وَ اخْتَلَفَ النَّجْرُ، وَ تَشَتَّتَ الْامْرُ، وَ ضاقَ الْمَخْرَجُ، وَ عَمِىَ الْمَصْدَرُ، فَالْهُدى خامِلٌ، وَ الْعَمى شامِلٌ. عُصِىَ الرَّحمنُ، وَ نُصِرَ الشَّيطانُ، وَ خُذِلَ الْايمانُ، فَانْهارَتْ دَعائِمُهُ، وَ تَنَكَّرَتْ مَعالِمُهُ، وَ دَرَسَتْ سُبُلُهُ، وَ عَفَتْ شُرُكُهُ. اطاعُوا الشَّيْطانَ، فَسَلَكُوا مَسالِكَهُ، وَ وَرَدُوا مَناهِلَهُ.
بِهِمْ سارَتْ اعْلامُهُ. وَ قامَ لِواؤُهُ، فىِ فِتَنٍ داسَتْهُمْ بِاخفافِها، وَ وَطِئَتْهُمْ بِاظْلافِها، وَ قامَتْ عَلى سَنابكِها. فَهُمْ فيها تائِهُونَ حائِرونَ جاهِلُونَ مَفْتُونُونَ فىِ خَيْردارٍ و شَرِّ جيرانِ. نَوْمُهُمْ سُهُودٌ، وَ كُحْلُهُمْ دُمُوعٌ، بِارْضٍ عالِمُها مُلْجَمٌ، وَ جاهِلُها مُكْرَمٌ.[١] مردم در فتنهها گرفتار بودند. رشته دين گسسته و پايه يقين ناپايدار بود. هر كس به چيزى كه آن را اصل مىپنداشت چنگ در زده بود. كارها پراكنده و در هم و راه رهائى از آن فتنهها باريك، طريق هدايت مسدود بود. و گمراهى و بىخبرى آن گونه شايع و همه گير، كه هدايت را آوازهاى نبود. خدا را گناه مىكردند و شيطان را يار و ياور بودند. ايمان ورشكسته، ستونهايش از هم گسيخته، نشانههايش متغيّر راههايش ويران، و جادههايش ناپديد بود. همگان در راه شيطان گام مىزدند و از آبشخورش مىنوشيدند. به يارى (پيروانش) متابعانش در اين قوم بود كه پرچم پيروزى برافراشت، و فتنهها بر انگيخت و آنان را در زير پاهاى خود فرو ماليد، و لگد مال سُمهاى خود نمود و باز به انتظار فتنه بيشتر به سرِ سُم خود ايستاده بود. امّا مردم حيرت زده،
[١] - نهجالبلاغه، خطبه ٢