اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٥٠٠ - به خدا بخوانيم، نه به خويشتن
سايهها و نسبتهاى زود گذر، عبور كردهاند و خود را، در برابر عظمت و قدرت و علم مطلق خداوند از ياد برده و هيچ گرفتهاند و مأمور و مقهور خداى قاهرند، هرگز حجاب راه و سدّ راه كمالِ ديگران، نمىشوند. و منش و سرشت و منطق آنها، رهانيدنِ خلق و به تعالى رساندن و برتر آوردن و ربّانى ساختنِ آنهاست: وَلكِنْ كُونُوا رباّنييّنِ.
٣. دعوت به خداوند و فراخوانى به دين و پاى بند كردنِ آدميان به آن، با عمل است نه با زبان. دعوت زبانى چندان توفيق آور نيست. كسى كه به خدا مىخواند و به تعاليم دين دعوت مىكند، بايد بر وفق آن چه مىگويد، خود بدان پاى بند بوده و به آن عمل كند. بايد رفتارش، گفتار او را تصديق كند، تا مردم بدانند كه به آن چه مىگويد، ايمان دارد. براى همين فرمود: گفته چه كس نيكوتر از گفته كسى است كه مردمان را به خدا فراخواند، و خود عمل صالح كرد و گفت كه من نيز از مؤمنان به اسلامم.[١] آدمى، تا خود بدان چه مىگويد ايمان نداشته باشد و در عمل بدان پاى بند نباشد، نمىتواند ديگران را، به ايمان به آن، فرا خواند. پيامبر گرامى ٦ كه پيشواى «داعيان الى اللَّه» بود به آن چه مىفرمود، ايمان داشت و همين طور، مؤمنانى كه دعوت او را، به جان پذيرفته بودند:
آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِن رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كَلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ.[٢] پيامبر به آن چه از پروردگارش به او فرو فرستاده شده ايمان دارد، و همه مؤمنان به خدا و فرشتگان او و كتابها و پيامبران او ايمان دارند.
و همين ايمان، نخستين شرط «داعى بودن» و دعوت به خداست؛ يعنى كسى كه در جايگاه دعوت و فراخوانى به حق و حقيقت قرار مىگيرد. بايد پيش از ديگران خود به اصول و هدفهايى كه فرا مىخواند، مومن باشد و در عمل، بر مبناىِ آن عمل كند؛ چرا كه كردار مبلّغ و منادى دين، در موفقيت دعوت، نقش اساسى دارد. از همين روست، كه پيامبر گرامى ٦ به اباذر فرمود:
[١] - فصلت، آيه ٣٣
[٢] - بقره، آيه ٢٨٥