اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٢١ - آموزه قرب و تعالى خداوند
خداوند بر آن مترتب است، همچون ترتّب «جزاء» بر «شرط» زيرا معناى آن، اين است كه: «مَنْ تَهْدِهِ يَحْصُلْ لَهُ الْعِلْمُ» هر كه را تو هدايت كنى، دانا شود.
زين العابدين (ع)، به تحقيق، از صدّيقان و شهيدان و صالحان بود. همانها كه خداوند از هدايت ويژه خود، برخوردارشان كرده بود: انْعَمَ اللَّهُ عَليهم. او خواستارِ بالاترين درجه هدايت بود، تا بالاترين درجه عبوديت را، كه مايه شكوفايى معرفت است، دريابد و در نهايت به والاترين درجه دانش و آگاهى نايل گردد؛ زيرا خداوند خود فرموده است: يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ.[١] او ورود به بارگاه الهى را طلب مىكرد؛ منزلتى كه: «لايَسَعُهُ مَلْكٌ مَقرَّبٌ وَ لانَبِىٌ مَرْسَلٌ»؛ زيرا او از تبارِ محمّد و على و فاطمه (ع) بود؛ و امامِ پس از عاشوراء و يادگار دو امامِ هُمام «حسن و حسين (ع)» و مىدانست كه هرچه به خدا نزديكتر شود، معرفتاش قوىتر و گستردهتر و محبتاش عميقتر، و به همان نسبت تكليفاش سنگينتر، و رعايتش كاملتر و در نهايت، توجهاش به خداوند بيشتر و خوفاش از خداوند، افزونتر خواهد بود.
علم حاصل از هدايت كدام است؟
علمى كه امام سجاد (ع) از خداوند طلب كرده، علم الهى و حكمتِ «لدنّى» است و در قرآن كريم «خيرِ كثير» ناميده شده است:
يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَن يَشَاءُ وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً.[٢] حكمت- درستىِ گفتار و كردار- را به هر كه خواهد مىدهد، و هر كه را حكمت دهند، به راستى او را نيكىهاى بسيار دادهاند.
حكمت در زبان فارسى، داراى اين معانى است: پند، اندرز، سخنِ درست و خردمندانه و مطابق حقيقت، فرزانگى، دانش، درستكارى، استواركارى، داورى، و در اصطلاح فيلسوفان: حكمت، علم به احوالِ اعيانِ موجودات است، به گونهاى كه مطابق با واقع باشد، به اندازه استعداد بشرى، يا حكمت، عبارت است از خروجِ (حركتِ) نفس به سوى
[١] - مجادله، آيه ١١
[٢] - بقره، آيه ٢٦٩