اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٠٧ - آموزه قرب و تعالى خداوند
وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ.[١] و بدانيد كه خداوند ميان آدمى و دل او حايل مىشود، خداوند در همه جا حاضر است و به موجودات احاطه دارد.
انَا عِنْدَ الْمُنْكَسِرةِ قُلُوبُهُمْ.[٢] من نزد دلهاى شكستهام.
انَا عِنْدَ الْمُنْدَرِسَةِ قُبُورُهُمْ.[٣] من نزد گورهاى ويرانهام.
وَ لَوْ دُلِّيتُم بِحَبْلٍ الَى الْارَضِينَ السُّفْلى لَهَبَطْتُمْ عَلَى اللَّهِ.[٤] اگر با ريسمانى به سوى زمينهاى زيرين فرستاده شويد، بر خدا فرود مىآييد.
و اين قرب و نزديكى نتيجه كمال ظهور و شدت نورانيّت حق تعالى است. و امّا طريق تدرّج و پايهپايه بودن در جانب «عبوديّت» صعودى است؛ يعنى از پائين به بالاست. از توحيد افعالى آغاز مىگردد و به برترين مرتبه توحيد؛ يعنى توحيدِ ذات پايان مىپذيرد.
براى همين گفتهاند: اوجِ رازِ نماز، در شهود خداوند نهفته است: وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتّى يَأتِيَكَ الْيَقينُ. و از محدوده «لاحَوْلَ وَ لاقُوَّةَ الّا بِاللَّهِ» گذشتن و مرحله «لااله الا اللَّه» را پيمودن، به ذروه «لاهُوَ الَّا هُوَ» رسيدن است. و معناى توحيد تام، «قطعِ» توجه به غير خدا نيست، زيرا قطع توجه به نوبه خود توجه و التفات است؛ بلكه «انقطاع» توجه به غير است. و براى اين كه اين انقطاع هم ديده نشود، «كمالِ انقطاع» مطلوب موحدانِ ناب مىباشد؛ به طورى كه نهنتها غير حق ديده نشود، بلكه اين نديدن هم ديده نشود. و اين فقط در متن عبادت، مخصوصاً نماز، تعبيه شده است. فرق بين «قطع» و «انقطاع» يا «كمال انقطاع» همان امتياز بين مقام «فنا» و «فناء از فناء» است كه مايه «بقاء بعد از فناء» و «صَحْوِ بعد از مَحو» است؛ چنان كه برخى ركوع را «فنا»، و سجود را «فناى از فنا» دانستند، و چنين سرودهاند: از خدا گم شو كمال اين است و بس (فناى اول)/ گم شدن گم كن وصال اين است
[١] - انفال، آيه ٢٤
[٢] - تفسير صدرالمتألهين، ج ٤، ص ٥٨
[٣] - همان
[٤] - همان