اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٠٦ - آموزه قرب و تعالى خداوند
درجات و مراتب موّحدان به حَسَبِ مراتب توحيد از نظر دورى و نزديكى (قرب و بعد)، كمال و نقصان، فضيلت و رذيلت، شرافت و خِسّت، متفاوت است. بسا موّحدانى كه به گونهاى به مرتبه توحيد ذاتِ واجب دست مىيابند امّا از مراتب ديگر آن، يعنى توحيد صفاتى و افعالى، دستشان كوتاه است. مانند بيشترِ متكلمانِ اشعرى كه پيرو ابوالحسن اشعرى هستند. و بسا موّحدانى كه، علاوه برتوحيد ذات، از توحيد صفاتى نيز بهره دارند، مانند فيلسوفانى كه صفات را عين ذات دانستهاند، امّا وسائط و علل و اسباب را، در تأثير مستقل مىدانند و اين نوعى شرك است، اگرچه محققانِ آنها، بر اين باورند كه فاعل حقيقى خداوند است و هستىِ «على الاطلاق» معلول است و وسائط و زمينهها و پيشينهها و شرائط و هر آن چه در زنجيره علل قرار مىگيرد، همگى مُعِدّات (علل معدِّه) اند كه خداوند به خاطرِ نظم بديع و حكمتِ رساى خود، براى تحقق معلول، آفريده است. امّا هيچگونه نقش مستقل در تأثير و ايجاد ندارند. تنها و تنها براى فراهم آمدنِ مقدمات و زمينهها، آفريده شدهاند. حاصل آن كه مراتب سهگانه توحيد نظرى؛ توحيد ذات و توحيد صفات و توحيد افعالى، به ترتيبِ يادشده، برترين معرفتهاست. و در «آيةالكرسىّ» كه به لحاظ ارزش معنوى و عظمت روحانى، بزرگترين آيه در قرآن كريم است،[١] و در ديگر آيات توحيدى، اين ترتيب در قوس نزولىِ آن رعايت شده است: اللَّهُ لَاإِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ،[٢] كه «اللَّه» اشاره به توحيد ذات و: اللَّهُ لَا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ اشاره به توحيد صفات و «القَيُّوم» اشاره است به توحيد افعالى خداوند و اين كه جز ذاتِ مقدّس حق، فاعلى كه در تأثير مستقل باشد، نيست. و «لامُؤثّرُ فى الوجود الّا هو» همچنان كه ذات مقدّس او خود گواه است كه واجب الوجودى جز او نبوده و نيست: شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلهَ إِلَّا هُوَ؛[٣] يعنى طريقِ تَدرُّج در جانبِ «الُوهِيَّت» نزولى است؛ و از توحيد ذات آغاز مىشود تا پائينترين درجه توحيد كه توحيد افعالى است، پايان مىپذيرد، تا آنجا كه خداوند خود فرمود:
وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ.[٤] و ما از رگ گردن به او نزديكتريم.
وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ.[٥] و هرجا باشيد، او با شماست.
[١] - عَنْ رَسُولِ اللَّه٦ انَّهُ قالَ: انَّ اعْظَمَ آيَةٍ فِى الْقُرْآنِ آَيَةُ الْكُرسىّ. تفسير روح المعانى، ج ٣، ص ١٠
[٢] - بقره، آيه ٢٥٥
[٣] - آلعمران، آيه ١٨
[٤] - ق، آيه ١٦
[٥] - حديد، آيه ٤