اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٠٥ - آموزه قرب و تعالى خداوند
دل ايمان اسلامى جاى دارد. و عبارت: اللَّهُ لَا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ.[١] خداى يكتا جز او خدايى نيست، زنده و پاينده است. و «لاالهَ الّا اللَّه»، كاملترين تجلّىگاه آن است. از يك سو، هيچچيز مثل خداوند نيست: لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ.[٢] چيزى مانند او نيست؛ و او شنواى بيناست. خداوندى كه متعال و سبحان و عظيم است. و از سوى ديگر، نسبت او به آدميان: وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ.[٣] و ما از رگ گردن به او نزديكتريم.
بر اين اساس، آموزههاى اسلام، به طور عام، و آموزههاى اهل بيت پيامبر ٦ از جمله آموزههايى كه در قالب و قواره نيايش مطرح شده است، به طور خاص، در آنِ واحد هم متضمن آموزه تعالى خداوند است و هم در بردارنده آموزه قرب يا درونى بودن خداوند؛ و ما بر اين باوريم كه، خداوند بسيار به انسان نزديك است و زندگى ما را به صميمىترين يا درونىترين راهها هدايت مىكند، آن چنان كه حتّا، از خود ما به ما نزديكتر است و در قلب هستى و وجود ما جا دارد. براى همين است كه خود فرموده است: «قَلْبُ الْمُؤمنِ عَرْشُ الرحمن». و در عين حال بىحد متعالى است كه: لايُدْرِكْهُ بُعْدُ الْهِمَمِ وَ لايَنالُهُ غَوْصُ الْفِطَنِ.[٤] پاى انديشه تيزگام در راهِ شناسايى او لنگ است، و سَرِ فكرتِ ژرف، رو به درياى معرفتش، بر سنگ. و بر اين باوريم كه، توحيد خداوند: ذاتاً، صفاتاً و افعالًا؛ يعنى شناختن خداوند به يگانگىِ ذات و يگانگى ذات و صفات و يگانگى در فاعليّت. مهمترين عنصرِ معنوى است كه آدمى در پرتو آن از فروترين مرتبت انسانى به فراترين منزلت آن، راه مىيابد: إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ.[٥] سخن نيكو و پاك به سوى او بالا مىرود و كردار نيك و شايسته آن را بالا مىبرد. آدمى با اين كه حقيقت يگانهاى است، به لحاظ اشتداد و ارتقاء وجودى داراى مقامات و مدارج و معارج بسيار است. از اين رو،
[١] - بقره، آيه ٢٥٥
[٢] - شورى، آيه ١١
[٣] - ق، آيه ١٦
[٤] - نهجالبلاغه، خطبه ١
[٥] - فاطر، آيه ١٠