اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٦٨ - زنام و نشان و گمان برتر است
پسنديده بازگرد! آن گاه، در جرگه بندگان درآى! و به بهشت من پا بگذار.
آرى! ما را از كسانى قرار ده كه باورهاى پاكشان (الكَلِمُ الطَيّبُ) كردارهاى نيكو (العَمَلُ الصَّالِحُ) شان را، فرا مىبَرَد و چون به بهشت تو درآييم، گوييم:
يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ. بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ.[١] كاش قوم من اين را مىدانستند، كه پروردگارم مرا آمرزيده و مرا از گرامى داشتگان گردانيد.
|
آفرينها بر تو بادا اى خدا |
ناگهان كردى مرا از غم جدا |
|
|
گر سر هر موى من يابد زبان |
شكرهاى تو نيايد در بيان |
|
|
مىزنم نعره در اين روضه و عُيُون |
خَلق را: يا لَيْتَ قَومِى يَعْلَموُن[٢] |
|
گستره و ژرفايى علم خداوند[٣]
وَ يا مَنْ تَظْهَرُ عِنْدَهُ بَواطِنُ الْاخْبارِ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ لاتَفْضَحْنا لَدَيْكَ. و اى
[١] - يس، آيه ٢٦- ٢٧
[٢] - مثنوى دفتر پنجم، بيت ٢٣١٤- ٢٣١٦.
[٣] - بحث درباره علم خداوند، از دشوارترين مباحث فلسفه الهى است و به همين جهت است كه فيلسوفان و متكلمانِ اسلامى، اختلافاتِ بسيارى در تبيين اين بحث دارند كه در كتابهاى فلسفى و كلامى خود، به تفصيل، مورد نقد و بررسى قرار دادهاند. بر اساسِ مبانى حكمت صدرايى( حكمت متعاليه)، علم به ذات يكى از كمالاتِ وجودى است كه در برخى از موجودات مانند انسان، يافت مىشود و چون خداى متعالى همه كمالاتِ وجودى را به طور نامتناهى دارد، اين كمال را نيز در بالاترينِ مرتبهاش داراست. و امّا علم به آفريدهها، بر اساس اصل تشكيكِ در وجود، هستى معلول، شعاع و جلوهاى از وجود علّت است و علّتِ هستىبخش در ذات خود، كمالات معلولهاى خود را داراست. بر اين اساس، حضور ذات براى خودش عين حضور آنها خواهد بود. و غيبوبتِ اجزاء مكانى و زمانىِ وجودات مادّى از يكديگر، با حضور همه آنها نسبت به علت هستىبخش منافاتى ندارد. از اين رو، خداى متعالى علمِ حضورى به همه آفريدههاى خود؛ خواه مجرد، خواه مادّى، دارد، علمى كه عين ذاتِ اقدس اوست. و چون در ساحت قدس الهى، به هيچ وجه، زمان و مكان راه ندارد و وجود مقدساش بر همه زمانها و مكانها احاطه دارد و گذشته و اكنون و آينده، براى او يكسان است: وَ للَّهِ ما فِى السَّمواتِ وَ ما فِى الْارْضِ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَىْءٍ محيطاً.( نساء/ ١٢٩). بنابراين تقدّم وجود اوبر آفريدهها، از قبيل تقدّم علم او بر آفريدهها نيز، تقدم زمانى نخواهد بود؛ بلكه منظور از تقدّم علم حق تعالى، تقدّم سرمدى است. همچنان كه وجود و علمِ مجردات نسبت به جهان مادّى، تقدّم دهرى است