اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٢٣ - زنام و نشان و گمان برتر است
زنده كرد؟ گويند: خداىْ؛ بگو: سپاس خداىْ را. نه، كه بيشترينشان خرد نمىورزند.
همينها، با اين كه در اين اصل ياد شده، اتفاق نظر دارند و همگى خدا را خالق و مدبرّ جهان مىدانند. اما در برخورد با اسماى حسناى خداوند و صفات والاى او سه گروهند:
گروه نخست، آنها هستند كه در اسما و صفات خداوند به كجراهه مىروند و صفات ويژه خداوند را به «مادّه» و «دهر» و روزگار نسبت مىدهند، مانند مادييّن و دهرييّن كه آفريدن و ميراندن و روزى دادن و نظير اينها را، كار دهر و مادّه مىدانند و قرآن آنها را نادان مىداند كه در حصارِ پندارهاى باطل گرفتارند. مردمانى هستند كه خواهشهاى خويش را خداى خويش گرفته و خداوند آنها را در گمراهى وا نهاده است:
أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ. وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا الَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُم بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ.[١] آيا آن كس را ديدى كه هواىِ نفس خود را، خداى خويش گرفته است و خداوند او را، از روى آگاهى به حالِ وى، در گمراهى واگذاشته و بر گوش و دل او مُهر نهاده و بر چشم او پردهاى كشيده است؟
پس چه كسى پس از خداوند، او را راهنمون خواهد شد؟ آيا پند نمىگيريد؟
و گفتند: آن (حقيقت زندگى جز همين زندگىِ فرودين نيست: [دستهاى] مىميريم و (دستهاى) زنده مىشويم و جز روزگار، ما را نابود نمىكند؛ و آنان را بدان، دانشى نيست؛ آنها جز به پندار نمىگرايند.
و نيز مانند «وَثَنىها» كه خير و نفع را به خدايان نسبت مىدهند، و مانند برخى از اهل كتاب كه پيامبر و اولياى دينشان را به اوصاف الوهيت توصيف مىكنند و يا اين كه اوصاف بشرى را به خداوند نسبت مىدهند؛ آنها كه خداوند را همان مسيح پسر مريم دانستند و مىگفتند ما يهوديان و مسيحيان فرزندان خداوند و دوستان اوييم و نظير اين ياوهسرايىها، كه پارهاى از آنها را قرآن كريم آورده است:
لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ.[٢] به راستى آنان كه گفتند
[١] - جاثيه، آيه ٢٣- ٢٤
[٢] - مائده، آيه ١٧